Take a fresh look at your lifestyle.

کجا تبلیغ کنیم؟

کجا تبلیغ کنیم؟Reviewed by باقری on Dec 3Rating: 5.0

شیشۀ سس را برداشتم و ترکیباتش را خواندم.

مجدد سر جایش گذاشتم و شیشه بزرگ‌تری را برداشتم که طرح و شکلش یادآوری کنندۀ کارخانه معروف آن بود.

قیمت و ترکیبات این را هم خواندم و گذاشتم و رفتم سراغ بعدی…

مدت‌زمانی در فروشگاهی بزرگ مشغول انتخاب سس بودم اما تردید رهایم نمی‌کرد.

ترکیبات و قیمت موردنظرم را از کارخانه‌ای ناشناس ترجیح دهم یا قیمت و ترکیبات معمولی اما مارک شناخته‌شده را؟

چند دقیقه بعد، من با شیشه سس بزرگ‌تر از فروشگاه خارج شدم.

بشر از آن دوران که معاملات کالا به کالا را ابداع کرد.

نیازهایی داشت که برای به دست آوردن آن، عرضۀ کالای خود و شناخت افرادی بیشتر جهت معادلات بیشتر و درنتیجه رفع نیاز بهتر، به شناساندن کالای خود احتیاج داشت.

لازم بود کالایی را که عرضه می‌کند جوری جلوه دهد که صاحب کالایی خاص (که موردنیازش بود) به سراغ او بیاید و تخم‌مرغ‌های او را به همسایه‌اش ترجیح دهد.

[btnForPushNotification]

در دوران مدرن امروزی هم، همین شرایط برای بشر جاری است و پیشرفت‌های علمی و اجتماعی، نه‌تنها نیاز به شناساندن را کمتر نکرده بلکه بیشتر و متنوع‌تر هم کرده است.

انسان امروزی برای ادامه حیات به شناخته شدن وابسته است.

این شناخته شدن کالا و خدمات، تبلیغ نام دارد و اگر کسی در تبلیغات ضعیف عمل کند، ضریب احتمال موفقیتش به‌صورت بسیار چشمگیری کاهش پیدا می‌کند.

هر فردی که کالا یا خدماتی برای عرضه دارد، باید متناسب با نوع کالا یا خدمات، آن را تبلیغ کند.

کوچک‌ترین فایده آن، آشنا شدن اسم آن فرد، کالا یا خدماتش برای دیگران است و طبع انسان به مسائل آشنا تمایل بیشتری دارد و نسبت به نام یا ویژگی و اتفاقات ناآشنا، نامطمئن عمل می‌کند.

کلوین کولیج می‌گوید: «تبلیغات، جان یک تجارت است.»

جان یک چیز، معنا دهنده به تمام آن است و همچون انسانی است که تا زمانی که زنده است و جان دارد انسان تلقی می‌شود، دارای حقوق است و جدی گرفته می‌شود و وقتی جان از تن خارج شود آنچه باقی می‌ماند جسم متعفنی است که باید هر چه سریع‌تر از محل زندگی دور شود.

همه ما برای دریافت خدمات یا خرید اجناس موردنیازمان، متناسب با شرایط مالی و آنچه قرار است دریافت کنیم، آنی را انتخاب می‌کنیم که برایمان شناخته‌شده‌تر باشد.

در جای دیگری کلوین کولیج می‌گوید: «تقاضای جمعی، تقریباً به‌طور تمام و کمال به خاطر توسعه تبلیغات به وجود آمده است.»

در مرحله‌ای بالاتر، بسیاری از اوقات تبلیغات فرد را متقاعد می‌کند که به آن کالا یا خدمات نیاز دارد و هرچه هنر بیشتری خرج تبلیغات بشود، افراد بیشتر متقاعد می‌شوند که به آن کالا نیاز دارند و درصورتی‌که آن را تهیه نکنند اختلال جدی در زندگی، کار و روابط اجتماعی‌شان ایجاد خواهد شد.

با مقایسه سبک زندگی مردمان امروز و مردمان گذشته این نکته به‌راحتی قابل دریافت است که بشر امروزی بسیار از کالاهایی استفاده می‌کند که در گذشته جایی برای آن وجود نداشته است.

به‌طور مثال همین تلفن همراه در دستان همه ما، تا چندین سال پیش‌نیازی به آن حس نمی‌شد اما امروزه جزء لاینفک زندگی مردم شده است.

یا دستگاه‌های ATM و جابجایی پول با فشردن چندین دکمه؛ درحالی‌که تا یک دهه پیش جابجایی پول فرهنگ دیگری داشت.

استفاده از اینترنت که این روزها تمام زندگی ما وابستگی مستقیم به آن دارد، ماشین‌حساب، GPS، عادات غذایی، وسایل نقلیه و همچنین سبک پوشش و نوع پوشش هم آن‌چنان تغییر کرده که سبک گذشته به‌سرعت به دست فراموشی سپرده شد و امکانات جدید آن‌چنان نهادینه شد که حتی بشر ادامه حیات بدون آن را امری ناممکن می‌داند یا بهتر بگوییم اصلاً بلد نیست دیگر بدون آن چگونه می‌تواند زندگی کند.

نقش تبلیغات در این تغییر اساسی مردم غیرقابل‌انکار است، از سفرنامه‌هایی که نوشته شد تا فیلم‌هایی که ساخته شد یا تبلیغات مستقیم محصولات، همه و همه در شکل‌گیری بشر امروزی مؤثر بوده است.

درواقع باید باور کنیم (آن‌چنان‌که تجربه زیسته داریم)، تبلیغات آن‌قدر قدرتمند است که می‌تواند فرهنگ کشور یا جامعه جهانی را تغییر دهد.

جمله جالبی از دیوید اگیلوی در ادامه خواهد آمد که مؤید این ادعاست.

او می‌گوید: «چیزی که باعث می‌شود مصرف کنند، خرید کنند یا نه، محتوای تبلیغات شماست نه شکل ظاهری آن (محصول)».

روزی برای خرید لباس به فروشگاهی رفتم. خانم فروشنده که بسیار گرم و خوش‌زبان بود سریع چند دست لباس برای من روی میز گذاشت.

پیراهنی را لمس کردم و قیمتش را پرسیدم. آن‌قدر به نظرم زشت بود که خواستم بدانم کدام احمقی حاضر به خرید آن لباس می‌شود!

 به منزل که رسیدم آن پیراهن را پوشیدم و مقابل آینه از خرید و زرنگی خودم لذت می‌بردم تا اینکه چند هفته بعد آن احساس حماقت مجدد به سراغم آمد و متوجه شدم جمله‌ای که آن خانم به کار برد باعث شد بدون هیچ فکری و علی‌رغم ناهماهنگی با سلیقه‌ام آن لباس را خریداری کنم.

او گفت: «این لباس مشتری زیادی دارد و از صبح چند تا از آن را فروخته‌ام. اگر همین‌الان نخری فردا قطعاً شرمنده‌ات می‌شوم».

ایجاد حس نیاز، نایاب شدن محصول، سلیقه جمعی باعث شده بود لباسی را که تا چند لحظه پیش آن را خنده‌دار توصیف کنم اکنون در سبد خریدم باشد.

متقاعد کردن در خرید، با ایجاد احساس نیاز همراه است.

ترفندهایی به کار برده می‌شود که گاهی اوقات خیلی هم انسانی نیست.

معمولاً ایجاد حس حماقت، عقب‌ماندگی و … ازاین‌دست است.

مثلاً پرسیدن این سؤالات که: «مگر می‌شود در جامعه امروز کسی از این محصول استفاده نکند؟» یا «واقعاً شما بدون استفاده از این محصول چطور به محل کار رفته‌اید؟ مطمئنید مشکلی برایتان ایجاد نشده است؟»

استفان لیکاک تأکید می‌کند: «تبلیغات مخلوط آگاهانه‌ای از چاپلوسی و تهدید است».

دقیقاً عطف بدان معنایی که ذکر شد. تهدیدهایی در حوزه فردی، تهدید به عدم پذیرش اجتماعی، به عدم اطمینان به آینده و چاپلوسی در این حیطه که تو با دریافت این محصول حتماً بهتر از این خواهی شد و این محصول همراه با تو نمود کامل خواهد داشت.

به نظر می‌رسد بهترین تشبیه برای تبلیغات در حیطه‌های مختلف، تشبیه آن به پروژکتوری بزرگ است.

تا زمانی که ما بهترین تولید و ارائه خدمات را داشته باشیم اما برای شناساندن آن چراغی روشن نکنیم، محصولمان در انباری سرد و تاریکی خواهد ماند که موش‌ها به سراغ آن خواهند آمد.

انسان عاقل، اولویت هزینه‌ها را برای تبلیغات در نظر می‌گیرد و به آن جان می‌بخشد و آن را نمایان می‌کند.

تبلیغات، نمایان کردن و نشان دادن نوع یا سبک جدید و خلاقانه‌ای از محصولی است که مردم با آن آشنایی دارند یا ابتدابه‌ساکن باید قصد آشنا شدن با آن را برایشان تعریف کرد.

اکنون که به این باور رسیده‌ایم که لازمۀ تجارت موفق تبلیغات است؛ باید بدین مسئله بپردازیم که با محصول یا خدمت قابل‌ارائه خود چه‌کار کنیم و چگونه آن را عرضه کرده و پروژکتور را چطور و از کدام زاویه روی آن تنظیم کنیم.

1. چراغی برای خود روشن کنید.

اولین گام آن است که شما خودتان را روشن کنید.

بدین معنا که تا شما تعریف دقیق و صحیحی از محصولتان نداشته باشید مطلقاً نمی‌توانید آن را به‌درستی انجام داده یا برای دیگران توضیح دهید.

چراغی بالای سر محصول روشن کرده تا نور بدون جهت‌گیری خاصی بر آن تابیده و از زوایای مختلف آن را بررسی نمایید، حتماً نقاط ضعف و قوت بسیاری از آن را کشف می‌کنید.

پس، اولین گام تبلیغ نویسی در سطحی‌ترین حیطه ممکن است که بدانید نوع محصول یا خدمات چیست.

2.فانوس دریایی شوید.

همچون فانوس دریایی چرخ بزنید، بگردید، اطراف را با نور دقیق رصد کنید.

دوردست‌ها را بررسی و شکار کنید تا بازار هدف محصول خود را بیابید و پس از کشف و تمرکز روی جهت، نورافکنی کرده و روشنگری کنید.

تا بازار هدف خود را نشناسید تبلیغ معنا نداشته و همچون چراغ روشن کنار خیابان زیبا و چراغانی شده‌ای است که نمود چندانی نخواهد داشت و فقط اتلاف انرژی است و هزینه‌تراشی بی‌دلیل.

زمانی تبلیغ محصول و خدمات و همچنین هزینه کردن برای تبلیغ آن مؤثر است که کمان را به‌سوی نشان درستی هدف بگیرید و سپس تیر را رها کنید.

رها کردن تیر بدون شناسایی هدف همان رها کردن تیر در تاریکی است که درصد برخورد به هدف بسیار کم و ناچیز است.

پس بازار هدف خود را شناسایی کرده و سپس تبلیغات را آغاز کنید.

نمی‌توانید برند خاصی از پوشاک را در بیمارستان و میان خانواده‌های آنان تبلیغ کنید.

برای آنان باید محصولات دارویی، توان‌بخشی و… را که دغدغه‌شان است تبلیغ کنید و بازار تبلیغ پوشاک با برند خاص مدنظرتان را در جای دیگری بیابید.

3. نقاط تاریک بازار هدف را پیدا کرده و آن را با نورافکن روشن کنید.

هر انسان یا مجموعه و گروهی که تبلیغ برایشان صورت می‌گیرد، نقاط ضعف یا نیازمندی‌های خاصی دارد.

باید برای مؤثر بودن تبلیغ آن نقاط را نشانه روید و نورافکن تبلیغ را به سمت آن روشن کنید.

پیام شناساندن محصول باید به‌گونه‌ای تنظیم و تبلیغ شود که بازار هدف، رفع آنچه را بدان نیاز دارد درگرو خرید آن تصور کرده و باور کند نداشتن آن جایی خالی در زندگی یا مجموعه‌اش ایجاد خواهد کرد.

در همین رابطه است که اسفان لیکاک می‌گوید: «تبلیغات مخلوط آگاهانه‌ای از چاپلوسی و تهدید است.»

این چاپلوسی و تهدید دقیقاً همان نقاط تاریکی است که تبلیغ نویس شناسایی کرده و نورافکن را به‌سوی آن نشانه می‌رود.

مثلاً برای خانمی پولدار و با روحیات خاص جلوه گری، تبلیغ محصولات چرمی طوری صورت پذیرد که او فکر کند نداشتن آن محصول، باعث کم شدن اعتبار اوست و حتماً برای حضور در جمع دوستان و دیده شدن باید آن را داشته باشد.

و تبلیغ همان محصولات چرمی برای خانمی با تفکرات متفاوت، باید حاوی این پیام انگیزشی باشد که داشتن و استفاده از آن محصول را وجه تفاوتش با دیگران قلمداد کند.

4. تنظیمات نوری فراموش نشود.

برای شناساندن محصول یا خدمات خود باید خلاقانه‌ترین و جذاب‌ترین جملات را به کار ببندیم تا آن تفاوت‌ها همراه جملات در اذهان ثبت شود.

در مورد خلاقیت در تبلیغ و جملات و عکس‌های آن، ریتم دادن، کوتاه و درعین‌حال جامع بودن آن، ساختارشکن بودن جملات، از ریز نکاتی است که تبلیغ را جذاب‌تر نموده و باعث گیرایی آن می‌شود.

پس بازار هدف را که شناسایی کردید تبلیغات جالب طراحی نمایید و بدان وسیله محصول و خدماتتان را روشن کنید و حس نیاز را در آنان بیدار نمایید.

5. روشنایی ماندگار خلق کنید و چراغ محصولتان را در ذهن آدم‌ها به‌وسیله تبلیغ خوب هرروزه شارژ نمایید.

درواقع ذهن افراد پس از دریافت تبلیغ خوب به وقت نیاز آن را شارژ نموده و هزینه‌های ما را جبران خواهد کرد.

هدف‌گیری حس نیاز، باید ماندگار باشد زیرا افراد و مجموعه‌های موردنظر ما در موقعیت‌های مختلفی قرار دارند و ممکن است تا شش ماه آینده نیاز جدی به محصول ما نداشته باشند.

تبلیغ مؤثر آن چیزی است که در اذهان ماندگار شود و به‌محض ایجاد حس نیاز واقعی از طرف فرد یا مجموعه، به یاد محصول و خدمات افتاده و اقدام کنند.

مثلاً برای تبلیغ چاه باز کن، آن را به‌صورت چاه، گاه، شاه، تاج نسبت سنجی کرده و در تبلیغ آن را «چاه بازکن تاج» نام‌گذاری کنید.

فرد زمان نیاز به دریافت این خدمات ریتم و نسبت‌ها را در ذهن خود ردیف کرده و سراغ محصول شما خواهد آمد.

6. نورافکن‌ها را کجا نصب کنیم تا فضای مؤثرتری را روشن کند؟

مهم‌ترین سؤال همین سؤال است.

این سؤال باعث نگارش این مقاله شده است که بعد از شناسایی دقیق محصول، بازار هدف، مدل تبلیغ و … کجا تبلیغ کنیم.

برای فضاهایی که می‌توان در آن تبلیغ کرد و نورافکن‌ها را روی محصولات به‌سوی بازار هدف روشن کرد، فضاهای تجربه‌شده و مؤثر ذیل توصیه می‌شود:

الف: تلویزیون و رادیو را فراموش نکنید.

یکی از مؤثرترین ولی گران‌ترین تبلیغات این نوع تبلیغ است.

به علت فراگیر بودن مخاطبان اول تلویزیون و سپس رادیو، محصولات شما به‌سرعت شناخته شده و برند شما در ذهن افراد ثبت می‌شود.

ب: بیلبوردهای تبلیغاتی شهری

بیلبوردهای شهری یکی از نورافکن‌هایی است که مخاطب عام و پیامی فراگیر دارد. درنتیجه باید به موارد ذیل توجه کنید.

استفاده از کلمات تخصصی ممنوع است.

به علت عمومیت مخاطب این نوع تبلیغ، لازم است در کمال سادگی تبلیغ شود.

از تأثیر علائم، نشانه‌ها و عکس غافل نشوید.

مخاطبان این نوع تبلیغ، مخاطبان در حال عبوری هستند که شاید چند لحظه‌ای چشمشان به تبلیغ شما بیفتد. پس از تأثیر نشانه یا عکس استفاده کرده و برند خود را در ذهن او ثبت کنید.

جملات کوتاه و مؤثر به کار ببرید.

راز تأثیر آگهی‌نماهای تبلیغاتی، آن است که مخاطب در حال گذر را با جمله‌ای به چالش کشیده و ذهن او را حتی دقایقی بعد، درگیر فهم و ارتباط با تبلیغ کند.

ادامه‌دار تبلیغ کنید.

می‌توانید سلسله‌وار تبلیغ کرده و یک ماه با سؤال روی بیلبورد ظاهر شده و ماه بعد پاسخ بدهید. یا یک ماه عکس ناتمام از برند خود را منتشر کرده، ذهن مخاطب را درگیر و ماه بعد از کل برند پرده‌برداری کنید.

اضافه گویی ممنوع است.

مخاطب در حال گذر، اگر درگیر حواشی و توضیحات شود یا تصادف می‌کند و هرگز فرصت دریافت خدمات از ما را نخواهد داشت یا به علت شلوغی تبلیغ، از توجه به آن منصرف شده و به راهش ادامه می‌دهد.

ج: پیام‌رسان‌های داخلی و خارجی

این مورد هم کاملاً شبیه به تبلیغات پیامکی است با این تفاوت که شما فرصت استفاده از عکس هم دارید و این فرصت، فرصتی طلایی محسوب می‌شود.

اما چه‌کار کنیم؟

کانال معرفی محصول یا خدمات خود را راه بیندازید.

در کانال خود معرفی کامل همراه نمونه عکس ارائه دهید به صورتی که مخاطب بتواند آن را دقیق بررسی کند.

تخفیف قائل شوید.

برای مدت‌زمان معین یا اعضاء کانال، تخفیف ویژه قائل شوید که این خود موتور محرکه مفیدی جهت نیل به اهداف است.

رضایت مشتری‌ها را در کانال منتشر کنید و پذیرای انتقاد باشید.

چراکه افراد در صورت تعامل و هم‌جهت بودن در یک باور یا احساس، احساس رضایت کرده و خوش‌بینانه به قضایا نگاه می‌کنند.

د: جاهای عجیب تبلیغات کنید.

تبلیغ در جاهای عجیب و جالب از راهکارهایی است که در ذهن مخاطب ماندگار می‌شود.

کف خیابان، تیر چراغ‌برق، خط عابر پیاده: برچسب‌هایی که کف پیاده‌رو چسبیده می‌شود.(درصورتی‌که منظره زشتی ایجاد نکند).

روی لباس‌های افراد داوطلب یا صورت و دست‌هایشان به‌صورت چاپی!

در بازی ویدئویی و یا لابه‌لای دیالوگ‌های انیمیشن‌ها.

کف کفش افراد. در هنگام راه رفتن یا نشستن که کمی از کف کفش معلوم است اگر تبلیغی در آن نقش بسته باشد، افراد را کنجکاو کرده و پیام آن در ذهنشان ماندگار می‌شود.

ماشین‌ها یا اتوبوس‌هایی که در شهر در حرکت‌اند. این نوعی تبلیغات سیار محسوب می‌شود.

ه: تبلیغات به‌صورت بسته‌های پستی و بروشورهای زیبا و جذاب.

این یکی از قدیمی‌ترین راه‌های تبلیغاتی است که بشر استفاده کرده است. به‌صورت خلاقانه می‌توانید نمونه‌ای از محصول را نیز ضمیمه بسته تبلیغاتی کرده و به دست مخاطب برسانید.

و: فرصت استفاده رایگان از محصول را فراهم آورید.

برای تبلیغ محصول یا خدمات خود، می‌توان مدت‌زمان معینی را برای مخاطب هدف تعریف کرد که بتواند به‌صورت رایگان خدمات دریافت کرده و یا از محصولات استفاده کنید.

این پیشنهاد ازآن‌جهت جالب‌توجه است که افراد با لذت تجربه می‌توانند انتخاب کنند.

ز: افراد را به‌صورت غیرمستقیم واسطه تبلیغ قرار دهید.

می‌توان بابت معرفی هر مشتری یا شرکت جدید، به مشتری قدیم تخفیف دهید و برای تبلیغات خود ازاین‌جهت هزینه کنید. حتی می‌توان به مشتری‌های جدید اعم از حقیقی یا حقوقی، به‌واسطه معرفی مشتری قبلی تخفیف دهید.

ح: تبلیغات چاپی

این نوع تبلیغ از آن نورافکن‌های شارژی است که در طولانی‌مدت جواب می‌دهد. با چاپ تبلیغات خود روی خودکار، فلش، کارت، لیوان، سررسید، جاکلیدی و … تبلیغ و خاطره‌ای ماندگار از خدمات و محصول خود برای دیگران بسازید.

ط: پیامک

کارایی تلفن همراه در زمینه‌های گوناگون باعث شده است هم شرکت‌های سازندۀ آن رشد قابل‌توجهی داشته باشند و هم به‌واسطه آن قابلیت‌ها، شرکت‌های دیگر نیز بتوانند سود کرده و تجارت خود را گسترش دهند. یکی از آن راه‌ها پیامک‌های تبلیغاتی است که باید دارای ویژگی‌هایی باشد تا به نتیجه نزدیک شود.

از اضافه گویی بپرهیزید.

پیامک یعنی پیام کوتاه، پس اضافه گویی ممنوع است.

لحن صمیمانه جایگزین لحن محاوره‌ای شود.

لحن صمیمانه، مشتری مدار و اداری‌تر است و جدی بودن ارتباط را در عین صمیمیت القاء می‌کند.

متن پیامک ساده باشد.

به علت محدودیت کاراکترهای پیامک، اصل معرفی محصول را بگویید و حاشیه پردازی نکنید.

فراخوانی برای اقدام را میسر سازید.

در پیامک ساده و صمیمانه تبلیغاتی خود، برای مشتری راه دسترسی قرار دهید تا در صورت حاصل شدن نتیجه تبلیغ، مشتری بتواند با شما تماس بگیرد.

تخفیف قائل شوید.

برای اقدام با پیامک یا تا زمان خاص، برای مشتری تخفیف قائل شوید که این خود نوعی تبلیغ در تبلیغ است اما جنبه روان‌شناسانه هم دارد.

ی: استخدام مدیر تبلیغات و فروش

این گزینه برای شرکت‌های بزرگ و سرمایه‌داری است که استخدام چنین فردی برایشان صرفه اقتصادی دارد.

ک: اینترنت و دیجیتال مارکتینگ

یکی از به‌روزترین شیوه‌های معرفی محصول و خدمات، استفاده از اینترنت، راه‌اندازی سایت جهت معرفی و فروش محصول و خدمات است.

معمولاً افراد و مجموعه‌ها در اولین اقدام، برای شناخت و دریافت اطلاعات سراغ اینترنت رفته و با سرچ‌های اینترنتی سعی در کسب اطلاعات یا در مرحله بالاتر و در صورت امکان، خرید اینترنتی دارند.

اگر برای معرفی خدمات و محصولات خود سایت راه‌اندازی کرده و امکان خرید و پرداخت آنلاین را هم فراهم کنید، با سرچ‌های مختلف افراد صفحه شما معرفی می‌شود و کم‌کم به‌صورت برند ثابت و فعال شناخته می‌شوید.

توجه: برند خاص بسازید.

شاید مهم‌ترین جنبه شناساندن و تبلیغات محصول یا خدماتتان، داشتن برندی است که در ذهن بماند.

خاص بودن برند وجه تمایز شما از بقیه رقیبانتان است.

استفاده از برندی مانند گلپایگانی برای کبابی، معنوی برای حلیم، فشارکی برای فروشگاه لوله و اتصالات، دانش‌آموز برای فروشگاه لوازم‌التحریر، اسامی ایام مهم برای مدارس، اسامی خیابان برای فروشگاه‌های همان خیابان و… مانع از برندسازی است.

برند خاص حتی شامل آرم یا عکس هم می‌شود.

لازم نیست اسم برند بسیار فضایی باشد.

از اسامی خنده‌دار، بامزه، نوستالژی، در غیر معنای خود می‌توان استفاده کرد و در اذهان ثبت کرد.

تمام تبلیغات ما به شرطی مؤثر است که برند مناسب داشته باشیم.

در اولین گام برند مناسب خود را بسازیم و سپس شروع به تبلیغات نماییم.

 

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر ۱
  1. اعتماد کاربر می‌گوید

    درود بر شما
    برای من بسیار مفید بود و مواردی که فراموش کرده بودم را یاد آوری کرد .
    موفق باشید
    سپاسگزارم

ARE YOU READY? GET IT NOW!
Increase more than 500% of Email Subscribers!
Your Information will never be shared with any third party.
ARE YOU READY? GET IT NOW!
OR SUBSCRIBE WITH
{subscription-facebook}
{subscription-google}
هدیه شما، فایل صوتی مصاحبه با آنتنی رابینز
میلیونر خودساخته ای که رازهاش رو با شما به اشتراک میزاره
telegram
ARE YOU READY? GET IT NOW!
Increase more than 500% of Email Subscribers!
Your Information will never be shared with any third party.