Take a fresh look at your lifestyle.

زندگینامه بابک بختیاری – بنیان‌گذار آیس‌پک

زندگینامه بابک بختیاری - بنیان‌گذار آیس‌پکReviewed by دل آرام واعظی نژاد on Apr 30Rating: 5.0بیو گرافی بابک بختیاری

زندگی به سبک خالق ” آیس پک”
بابک بختیاری

“آیس پک” واژه‌ای است که از سال 1386 به فرهنگ لغات ایران وارد شد توسط بابک بختیاری و به سرعت توانست در ذهن مردم به کلمه‌ای آشنا تبدیل شود.
شاید بسیاری ازطرفداران بستنی‌های آیس‌پک به یاد نیاورند از چه زمانی اولین بار طعم آن را چشیده‌اند اما خاطره راه‌اندازی این برند برای کسی که در اوج ورشکستگی به فکر طعم ترکیب بستنی و میوه افتاده بود، خاطره‌ای روشن است.
بابک بختیاری، مدیر فروشگاه‌های زنجیره‌ای آیس پک در ایران و برخی کشور های منطقه را به جرئت می‌توان جوان ترین کار آفرین امروز ایران نامید.

نه آقازاده بوده و نه سرمایه کلانی داشته باشد و نه به هیچ جناح سیاسی وابسته است که او را حمایت کنند.
خلاقیت، پشتکار و نگاه مثبت او به آینده مهم ترین عوامل موفقیت او هستند.

همیشه لازمه ایجاد یک کسب و کار جدید، پول زیاد یا آشنایی با سرمایه گذار یا وجود یک بیزینس پلن بی نقص برای متقاعد کردن موسسه‌های اقتصادی نیست. گاهی یک ایده ناب یا حتی یک اراده آهنین راهی بسیار بیشتر از یک جیب پر از پول می رود.

 

 

آرامش قبل از طوفان

بابک بختیاری در سال 1357 در یک روز گرم تابستانی در شهر تهران به دنیا آمد.
تا قبل از7 سالگی به همراه خانواده‌اش خارج ازکشور زندگی کرد.
زمانی که همراه با مادر به تماشای خیابان‌ها می‌رفت با دیدن سوپرماکت‌های زنجیره‌ایی در رویای کودکانه‌اش با خود رویاپردازی می‌کرد و همیشه آرزو داشت مانند مکدونالد رستوران‌های زنجیره‌ایی داشته باشد.
زمان بازگشتش به ایران وسایلی را که با خود آورده بود و برای دوستانش جالب بود به آنها می‌فروخت!
اگر سوغاتی می‌گرفت آن را میفروخت حتی زمانی که به پولش احتیاجی نداشت.
حس پول درآوردن و خرید فروش برایش لذت بخش بود.
او از همان دوران کودکی علاقه ی زیادی به کسب درآمد و استقلال مالی داشت و دوست داشت پول توجیبی‌اش را خودش تامین کند.
به همین خاطر وقتی که تنها هفت سال داشت، پنهانی و به دور از چشم پدر و مادرش با پول تو جیبی‌اش شکلات، آدامس و کیک می‌خرید تا جلوی ورودی استخر محله آن ها را بفروشد.

 

[btnForPushNotification]

اولین طوفان، ورشکستگی پدر

زمانی که بابک چهارده سال داشت، پدرش ورشکست شد منزل مسکونی‌شان مصادره شد و آن‌ها به منزل مادربزرگ نقل مکان کردند.
دیگر پول توجیبی نمی‌گرفت چون وضعیت خانواده را می‌دید و درک میکرد .
بابک در این موقعیت صبح ها چند ساندویچ سرد میخرید تا در زنگ تفریح مدرسه آن ها را به همکلاسی‌ها بفروشد و پول توجیبی خودش را تامین کند.
این کار را دور از چشم خانواده‌اش انجام می‌داد تا آنها را ناراحت نکند.

مدرسه زندگی

در دبیرستان “موسی بن جعفر” دوره جدیدی از تحصیلم را اغاز کردم هرگز روزهایی را که در دبیرستان گذراندم فراموش نمی‌کنم.
اولین بار وارد حیاط مدرسه شدم همه جای آن خط کشی شده بود.
وقتی همه صف کشیدیم آقای ” تجرد” مدیر مدرسه با ما صحبت کرد:
شما نوجونای عزیز وارد مرحله جدیدی از زندگیتون شدید که دوران بسیار حساسیه چون باید با مفاهیمی مثل مسئولیت پذیری و تعهد به صورت عملی آشنا بشید از امروز توی این مدرسه شماها در کنار درس خواندنن کارای زیادی رو باید انجام بدید که همه‌اشون برنامه ریزی شده‌اند.
ما اینجا نه ناظم داریم که بخواد به اینجا نظم و ترتیب رو به شما گوشزد کنه نه مستخدمی که آشغال‌های زیر میزتون و حیاط رو تمیز کنه به نظرم همه شما جونها به حدی رسیدید که از پس این کارها بر بیاید.
من و تمام دبیرهاتون به شما اعتماد داریم و رابطه ما و شما خارج از مدرسه هم ادامه داره نه به خاطر اینکه کنترالتونکنیم بلگکه به خاطر اینکه بتونید استقلال و اتکای به خود رو یاد بگیرید.
از حرفهای آقای تجرد فهمیدم که در سیستم خاصی قرار درس بخونم .
خانواده از این سیستم بسیار استقبال کردند پدرم می گفت: “اینجا فقط درس یاد نمی‌گیری بلکه می‌فهمی توی اجتماع چطور باید وظایفت روانجام بدی”.
اوایل انجام کارهای مدرسه سخت بود اما به مرور همه عادت کردیم و همگی حتی خارج مدرسه هم همگی پیرو اصول و قوانین مدرسه بودیم .

ذائقه درآمدزایی

پس از مذاكره با مديران سه مدرسه توانستم بوفه‌اي را براي مدت يك سال تحصيلي اجاره كنم و با سرمايه بسيار اندك، سه يخچال دست دوم و كهنه و با مبلغ صدوپنجاه هزار تومان، بوفه اين مدرسه‌ها را راه‌اندازي كردم.
اين كار درآمد خوبي داشت.

در تابستان به دليل تعطيلي مدارس به دنبال كار ديگري بودم.
يك روز پدرم به دليل تعويض لوازم اداري محل كار خود از من خواست تا لوازم فرسوده را بفروشم، من هم در مدت كوتاهي با قيمت مناسب موفق به فروش آنها شدم.
وقتي ديدم درآمد خوبي از اين راه مي‌شود به دست آورد به خريد و فروش لوازم دست دوم روي آوردم به طوري كه از طريق آگهي‌هاي روزنامه لوازم دست دوم خريداري كرده و در طبقه دوم خانه رنگ مي‌كردم و پس از آن وارد بازار مي‌كردم.
با شروع اين كار، بوفه مدارس را تعطيل كردم و طرح ساخت ميز تحرير را با پدرم در ميان گذاشتن و با تكيه بر تجربه‌هاي پيشين در زمينه فروش ميز تحرير پيشرفت زيادي را در اين كار پشت سر نهادم.
تا آنجا كه مركز ميزهاي كامپيوتر رادر خيابان وليعصر با همكاري يك شريك راه انداختم در ظرف مدت كوتاهي 2 شعب از مركز ميزهاي كامپيوتري را ايجاد كردم اما به دليل بي‌تجربگي و عجله داشتن براي پيشرفت در اثر سهل‌انگاري در برخورد با شريكم دچار مشكل شده و ورشكست شدم.
از آنجا بود كه تنها راه پرداختن ديون خود را در پرورش يك فكر خلاقانه و كسب و كاري جديد ديدم كه ايده «سوپر خونه سرويس» به ذهنم خطور كرد كه مواد غذايي را به شهروندان مي‌رساند.
اينجا بود كه تصميم گرفتم براي جلب نظر توليد كنندگان محصولات مختلف براي پخش محصولات آنها به درب منازل در روزنامه آگهي بدهم.

 

[btnForPushNotification]

به دليل نداشتن زمان كافي براي پرداختن بدهي‌ها اين كار را رها كردم و به فكر راه انداختن كاري ديگر افتادم هميشه با خودم مي گفتم كاري مي‌تواند موفق شود كه ايده‌اي نو در برداشته باشد.
بابک بختیاری کسب و کار دیگر خود را در سال 1376 با پول فروش کل لوازم و اثاثیه منزل راه اندازی می‌کند.

وی با سرمایه ای حدود دو میلیون تومان یک ماشین پیکان خریداری می کند تا از آن هم به عنوان وسیله‌ی رفت و آمد به دانشگاه استفاده کند و هم با آن در خیابان های تهران مسافرکشی کند.
اگرچه از طریق این کار حدودا روزی 10 هزار تومان عایدش می‌شد ولی شغلی نبود که با روحیات وی سازگاری داشته باشد.
پس از مدتی به دلیل علاقه زیاد به فروش مواد غذایی با فروش پیكان و همكاری شوهرخاله‌ام و مقداری قرض، كنج‌برگر را در پاساژ گلستان راه انداختم.
اما به دلیل مشكلات مالی فراوان بعد از یك سال، با بدهی دومیلیون تومانی مجبور به كنار گذاشتن این كار شدم. لذا به فكر راه‌اندازی كسب و كاری با هزینه كمتر افتادم.

دوران رکود

برعکس خیلی از آدمها که فکر می‌کنند همیشه در ایران یا هر جای دیگر باید با ثروت، رانت یا پشتوانه پدری پیشرفت کنند، من برعکس فکر می‌کردم و نمی‌خواستم از فامیل کمک بگیرم یا به کسی رو بیندازم.

دلم می‌خواست خودم شروع کنم و این شاید یک مشخصه فردی باشد.
در دورانی که خیلی بی‌پول بودم و حتی پول کافی برای رفتن به دانشگاه نداشتم، باز هم به کسی رو نمی‌انداختم و بعضی از راه‌ها را پیاده و یا با اتوبوس می رفتم.
هیچ وقت کار را عار نمی‌دانستم و شاید الان یکی از عمده مشکلات جوانان ما این باشد که نمی‌خواهند تن به هر کاری بدهند، در صورتی که باید بدانند در هر مقطعی کاری که انجام دهند قرار نیست کاری باشد که تا آخر عمر انجام می‌دهند بلکه کاری است که با آن شروع می‌کنند.
همان دوره با دوره ورشکستگی خودم مقارن شد. در سال 1383 برای من ورشکستگی پیش آمد، در آن زمان دیدم کارم بزرگ شده است در حالی که منبع مالی‌ام قطع شده است.
مقداری دارایی داشتم اما نمی‌توانستم همه آن را برای بدهی‌هایم به پول نقد تبدیل کنم زیرا بدهی‌هایم بیشتر از دارایی‌هایم بود.

بازی به جایی رسید که تصمیم گرفتم این شکست را بپذیرم.

آدمها باید گاهی اوقات شجاعت داشته باشند و وقتی به یک بحران دچار می شوند با روش‌های غلط راه را ادامه ندهند. ادامه بعضی از کسب و کارها باعث منفی شدن سود آدم می‌شود.
من این فشار را تحمل کردم اما حاضر نشدم پول نزول کنم.
تبعات قبول ورشکستگی این بود که طلبکارانم تحمل نکردند و حکم جلبم را گرفتند و من مجبور شدم عقب نشینی استراتژیک انجام دهم و فرار کردم.
اما بالاخره مرا دستگیر کردند.

وقتی دستگیرم کردند طلبکاران متوجه شدند پولی در بساط نیست و ماندن من در زندان برای آنها فایده‌ای ندارد.
با درخواست من و پولی که از طریق همان مرکز خرید به من رسیده بود، 30 میلیون سهم خود را دریافت کردم و آن را بین طلبکاران تقسیم کردم تا راضی شوند از زندان بیرون بیایم تا کار کنم و بقیه بدهی‌هایم را بپردازم.

آزادی از زندان و شکوفایی آیس پک

چند ماه در زندان بودم و بعد از آن بیرون آمدم و کار لوازم اداری را از سر گرفتم ولی این بار بدون هیچ اعتبار و سرمایه‌ای.
در‌ آن زمان به فکر یک ایده جدید افتادم و احساس می کردم که به اندازه لازم تجربه کسب کرده ام از نظر دیگران فردی ورشکسته به حساب می‌آمدم ولی از نظر خودم خیلی قوی شده

بودم و این احساس برای من مهم بود. افرادی که الان شکست خورده‌اند یا تجربه شکست داشته‌اند باید خود را قوی بدانند و به شکست خودم افتخار کنند.
تمام افرادی که پیروز می‌شوند آن قدر شکست خورده اند که به پیروزی برسند.
در دوران ورشکستگی بود که آیس پک را طراحی کردم.

طراحی این برند مصادف بود با بحران ورشکستگی‌ام. در آن بحران این ایده زاییده شد و من طبق معمول دنبال آرزوهای خودم بودم.

نام آیس پک

آیس پک برندی است که در واقع به بستنی می خورد چون در برندسازی باید کلماتی را به کار ببرید که مفهوم را برساند.

آیس که به واژه بستنی شبیه است و پک هم مشتری را یاد بسته بندی خاص این بستنی می‌اندازد.
تلفیق این دو واژه این برند را ساخت. اسم آیس پک نیز ایده خودم بود.

چون می‌خواستیم جهانی شویم چنین اسمی را انتخاب کردیم که برند را در دنیا صادر کنیم.

ایمان به باورها

از اول مطمئن بودیم که می توانیم به مرحله صادرات آیس پک برسیم.

چون هر کاری می‌کنم از همان ابتدا ایده بزرگی در ذهن دارم.
باور داشتم که آیس پک در ایران مورد استقبال قرار می‌گیرد.

زمانی انسان می تواند به باورهای خود اعتماد کند که جهان بینی‌اش افزایش پیدا کند.
آن قدر ضرر کرده بودم که دیگر در این کارها یک آدم معمولی به حساب نمی‌آمدم و سراسر تجربه داشتم.
تا به حال در هر کشوری آیس پک را ارائه داده‌ایم برای مردم جالب بوده است. این بازی بستنی با میوه ابتکار من بوده است. بستنی را همه جای دنیا با قاشق می خورند. کسی بستنی را شل نکرده بود.

جواز قورباغه مایوس

پس از طراحی آیس پک و انتخاب اسم آن چون در ایران لازم بود اسم فارسی حتما استفاده شود برای آیس پک معنی فارسی پیدا کردم که همان قورباغه مایوس می‌شود که یک اسم دو پهلو بود و می توانستیم از آن هم در صادرات استفاده کنیم و هم در ایران به عنوان یک کلمه فارسی.
آیس یعنی یاس و ناامیدی و پک هم که معنای قورباغه می‌دهد و از این طریق توانستیم مجوز وزارت ارشاد را برای تابلو زدن بگیریم.

 

اولین شعبه “آیس پک”

اولین شعبه آیس پک را با پولی که قرض گرفته بودم تاسیس کردم.

تاسیس اولین شعبه 10 میلیون تومان هزینه داشت و این در حالی بود که از قبل هم 300 میلیون تومان بدهی داشتم.

من باخته بودم و گفتم بگذار یک قرض دیگر هم از کسی که نمی‌دانست من بدهی دارم، به تمام بدهی‌هایم اضافه شود.
پس از افتتاح اولین شعبه استقبال مردم آن قدر زیاد بود که در عرض شش ماه 120 شعبه دیگر در سراسر کشور از آیس پک را افتتاح کردیم.
بعد از آن به دوبی رفتم و در آنجا شعبات آیس پک را افتتاح کردم و بعد از آن شعبه‌ها را به کویت گسترش دادم و این ابتدای مسیرم برای جهانی شدن بود.
در ابتدای راه‌اندازی آیس‌پک هنوز دنبال مجوز نرفته بودم اما وقتی تعداد شعبات آیس پک به 120 شعبه رسید از ما خواستند که از این به بعد استعلام بگیریم و دنبال مجوز برویم.

همین امر باعث شد روند شعبه زدن کند و در نهایت متوقف شود.

بعد از آن هم برند سال‌سال را برای محصول ماست و بستنی افتتاح کردیم که آن هم زنجیره‌ای شد و در حال حاضر نیز دو برند غذایی چلوش و ستارگان شاندیز را افتتاح کردیم.
با این دو برند مجموعه ما کامل‌تر شد. استقبال از سال‌سال نیز موفق بود البته ایده ماست بستنی یک ایده جهانی بود.
این بستنی بستنی سالمی است که بدون شکر ساخته می‌شود و در واقع سال‌سال رقیب آیس پک است.

قوانین کارآفرینی

اعتقاد من این نیست که کارآفرینان فقط به دنبال سود مالی هستند بلکه بحث‌های دیگری نیز در این زمینه دخیل است که شامل بحثهای مالی، قانون گذاری، گرفتن مجوز، همکاری دولتی‌ها می‌شود.
گاهی همکاری دولتی‌ها در حد یک نامه می تواند فشار را از روی یک کارآفرین بردارد. یکی از اعتقادات من این است که باید فرهنگ جامعه این موج کلی را عوض کند و هر مسئولی بداند که وقتی با یک کارآفرین همکاری می کند در حال جهاد اقتصادی است.

 

چند نکته ازکوله باری ازتجربیات

افراد موفق و ثروتمند دنیا بعد از بار‌ها شکست و زمین خوردن به پیروزی رسیده‌اند.
نداشتن شانس بهانه ی آدم‌های ضعیف است.
آنان توانایی استفاده از فرصت‌های موجود را ندارند.

همه چیز به توانمندی ‌های خودمان بستگی دارد.

برخی بی توجه، به سادگی از کنار موقعیت‌ها می‌گذرند و برخی با برقراری ارتباط صحیح از فرصت های پیش آمده، هر فرصتی را به ثروت تبدیل می‌کنند. به کسانی که تا الان زیاد شکست خورده‌اند تبریک می‌گویم زیرا به پیروزی
نزدیک شده‌اند. می خواهم به جوانان بگویم که به آرزوهایشان فکر کنند نه به نداشته‌هایشان و در راه آرزوهای شان پیش بروند. رمز موفقیت در کارآفرینی تفکر مثبت است.

 

برترین کارآفرین 1387

در سال ۱۳۸۷عنوان کارآفرین نمونه ی استان تهران و کارآفرین برتر کشور را کسب کرد. ولی موفقیت او تمام نمی شد. او در سال ۱۳۸۸در لیست صد برند برتر ایرانی قرار گرفت. او در کار خود حدود ۵۰۰۰ فرصت شغلی مستقیم و غیر مستقیم بوجود آورد.

[btnForPushNotification]

نقشه راه:

بابک بختیاری نشان داد می‌توان رسید به هرآنچه که در آرزوی آن هستیم مشروط به اینکه هیچ‌گاه از خواستن آرزوهایش دست نکشید مردانه ایستاد و جنگید تادرنهایت بعد از بارها و بارها زمین خوردن و از نو آغازکردن قامت راست کرده و به موفقیتی که همیشه به دنبال آن بود را به دست آورد. بابک بختیاری نمونه بارز یک فرد شکست ناپذیر است.

زندگی دارای 2 قانون است. 1: هیچ وقت کم نیار و
2: هیچوقت قانون شماره 1 رو فراموش نکن.
“وارن بافت”

 

 

و در آخر :

بابک بختیاری از فروش ساندویچ در مدرسه و مسافرکشی و فروش وسیله‌های دست دوم شروع کرد و در نهایت تبدیل به جوان‌ترین کارآفرین موفق و ثروتمند ایران شد.
او توانست به آرزوی کودکی‌هایش برسد و شعبه‌هایی رو در کشورهای دیگه به راه بیندازد او همه این موفقیتهایش را مدیون پشتکار و تمرکز بر روید کار و درآمد بود و انقدر تلاش کرد تا در نهایت موفق شد.

همه ما می‌توانیم بابک بختیاری باشیم.

نظر شما در مورد زندگی خالق ” آیس پک” چیه؟

کار اکسیر کند همت ذاتی، «صائب»
خاک در دست، زر و سیم شود حاتم را
“صائب”

بابک بختیاری

بنیان‌گذار آیس‌پک

نویسنده : دل آرام واعظی نژاد

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ARE YOU READY? GET IT NOW!
Increase more than 500% of Email Subscribers!
Your Information will never be shared with any third party.
ARE YOU READY? GET IT NOW!
OR SUBSCRIBE WITH
{subscription-facebook}
{subscription-google}
هدیه شما، فایل صوتی مصاحبه با آنتنی رابینز
میلیونر خودساخته ای که رازهاش رو با شما به اشتراک میزاره
telegram
ARE YOU READY? GET IT NOW!
Increase more than 500% of Email Subscribers!
Your Information will never be shared with any third party.