Take a fresh look at your lifestyle.

اهداف معنویت مالی

0 17

معنویت مالی:

در ضرب المثل است که (( هرچیز ارزش و قیمت خاص خود را دارد)) معامله و داد و ستد، در واقع، تبادل متعادل ارزش هاست. مشتری پولی می‌دهد و جنسی تحویل می‌گیرد و بازرگان کالائی می‌دهد و پولی در ازاء آن دریافت می‌کند. روشی که جهانی و همگانی است و مورد قبول همه واقع شده است.

در موضوعات معنوی نیز به همین روش اعمال می شود، ولی شکل مبادله متفاوت می باشد. در مورد معامله مادی، در ازاء جنسی که داده شده، جنسی هم دریافت شده است. در دادو ستد معنوی، اما یک کالای معنوی مبادله می شود. به عبارت بهتر، این دو وجه تبادل، اصولاً قابل تطبیق نمی باشند.

 

 

معنویت + پول= معنویت بیشتر + پول بیشتر

معنویت به همراه پول، مساوی است با معنویت بیش تر و پول بیش تر. اولین واکنش ما این است که می خواهیم کلا این فرمول را رد کنیم.

عشق به پول، شیطانی است. فاسد می کند. کور می کند. مطمئناً باعث رشد معنویت نمی شود. چیزی که همیشه دیده ایم این است که پول، معنویت را می کشد.

اما این که بگوییم پول و معنویت نه تنها در هماهنگی کامل کار می کنند؛ که این همکاری باعث رشد هر دو می شود، دیوانگی به نظر می رسد.

ولی مثال های زنده ای وجود دارد از این روش زندگی که ارتباط کاملا متفاوتی با پول داشته اند. چشم اندازی داشته اند مبتنی بر اشتیاق و هدف. ما میلیاردهای معنوی داریم ؛ که هر قدمی که بر می دارند این فرمول را تایید و تقویت می کند.

 

این ها موجوداتی فوق طبیعی نیستند. قهرمانان افسانه ها نیستند. زندگی کاملاً واقعی دارند که شاید برای یک بیننده ی عادی، ساده یا معمولی به نظر برسد. ولی وقتی لایه ها را باز می کنیم، می بینیم که این روش و عقیده انتظار می کشد تا ما را هم به نتیجه ی دلخواهی که انتظارش را می کشیم، برساند.

 

آن چه آن ها را جلو می برد، عشق به پول نیست. یک چشم اندازاست که به پیش می راندشان.

میل به داشتن پول بیش تر نیست که الهام بخش آن هاست. علاقه به انتشار هر چه بیش تر اشتیاق شان، الهام بخش شان است. آن چه آن ها را محکم سرجای خود نگه می دارد، شرایط راحت شان نیست، هدف شان است.

جذابیت وسایل پر زرق و برق و اسباب بازی های لوکس رنگارنگ نیست که هدایت شان می کند. بلکه نور ماموریت شان است.

دین اسلام، دین اجتماعی است.

به این معنا که آموزه های عبادی آن بیشتر در قالب رفتارهای اجتماعی و روابط میان انسانی تجلی و تحقق می‌یابد تا در قالب عبادت های محض. براساس آموزه های قرآنی، دنیا مزرعه آخرت است و انسان هرآن چه در دنیا کرده در آخرت درو می‌کند.

انفاق به عنوان مهم ترین عمل عبادی و اجتماعی شناخته شده است. این عمل در کنار نماز، نقش مهمی را در سازه ماهیتی شخص  دارد که در آخرت از آن بهره می‌برد.

 

انفاق هدفی معنوی مالی

قرآن کریم، انفاق کنندگان را با عنوان صادقون یعنی راستگویان و مومنین راستین المؤمنون حقاً، توصیف نموده و انفاق در راه خدا را در کنار تلاوت آیات کتاب وحی و اقامة نماز، تجارتی بدون زیان و کسبی پرسود معرفی نموده است.

 

 

اتفاقی به نام وقف! کاظم قلم چی موسس بنیاد علمی آموزشی قلم چی= هدف معنوی مالی.

 

همه باید درس بخوانند؛ حتی فقیرترها. پس «پیشنهادی به‌شان می‏کنیم که نتوانند ردش کنند». این پدرخوانده برای اینکه همه بتوانند درس بخوانند، دو پیشنهاد اساسی دارد: اول اینکه دانش‏آموزانی که مشکل مالی دارند و سرپرستی‏شان به عهده مادرشان است، بورسیه می‏شوند تا رایگان درس بخوانند. دوم هم ساخت مدارس و کتابخانه است تا نه تنها بعد از خودش این مسیر ادامه پیدا کند بلکه طوری باشد که همه دانش‌آموزان نیازمند بتوانند ازآن بهره‌مند شوند. به گفته او تا به حال ۳۰۰ نمایندگی کانون در سراسر کشور وقف شده. برای همین هم هست که پرونده قلم‌چی این روزها مثل بسیاری از وقف‏های دیگر روی بورس است. 

اسراف و بخل هر دو می‌توانند برهم زننده تعادل زندگی انسان ها باشند. شخصی می‌گوید که از امام رضا(ع) در ارتباط با چگونگی هزینه نمودن اموال خود پرسیدم، ایشان در پاسخ، با استناد به آیه 67 سوره فرقان بیان فرمودند:

وَالَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَلَمْ یَقْتُرُواْ وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَاما“.

آنان که هرگاه انفاق کنند، نه از حد گذرند و نه تنگ گیرند و میان این دو روش اعتدال دارند.    

  که باید چیزی مابین دو امر ناپسند باشد! پرسیدم که آن دو امر ناپسند چیست؟ فرمود: اسراف و بخل. شاید به نظر آید که افراد فقیر، چیزی ندارند تا اسراف نمایند! اتفاقا روایات ما خلاف این مطلب را بیان می‌‌گویند.

چه بسا افراد فقیری که اسراف کار تر از ثروتمندان هستند؛ زیرا اسراف ثروتمندان با سرمایه خودشان است، اما فقیران با استفاده از اموال دیگران(از طریق دریافت کمک، وام و …) است. با نگاهی به زندگی بسیاری از افراد که همیشه داد فقر و ناداری سر می‌دهند، مشاهده می‌نماییم که بسیاری از لوازم زندگی و هزینه های دیگر انجام ‌شده توسط آنان،قابل چشم‌پوشی بوده و با صرف نظر نمودن از آنها هیچ لطمه‌ای به زندگی‌شان وارد نمی شده است.

البته حساب فقرایی که با سیلی، صورت خود را سرخ نگه داشته و به تعبیر قرآن، چنان زندگی می‌نمایند که از شدت عفاف و خویشتنداری، همانند ثروتمندان به چشم می‌آیند، از آنها جداست و آنان از پاداش خاص و ویژه‌ای در آخرت برخوردار خواهند بود.

                       

شخصی از امام حسن مجتبی (ع) پرسید؟ چرا به هیچ فقیر و نیازمندی حتی در حال فقر و نداری جواب رد نمی دهی؟ امام حسن (ع) خطاب به آن شخص فرمود: من گدای خداوندم و چشم به او دوخته ام من شرم دارم که خود سائل باشم و سائلی را رد کنم خداوند همواره نعمت هایش را بر من فرو می ریزد و من هم عادت دارم که نعمت هایش را بر مردم فرو ریزم می ترسم اگر این عادت و برنامه را ترک کنم او نیز فضل و برنامه اش را وا گذارد.

داستان ماهی دادن و یاددان ماهیگیری

اگر می خوای به کسی کمک کنی که تو زندگیش موفق بشه و از لحاظ مادی و معنوی بی نیاز بشه و بتونه زندگی خودش و اطرافیانش رو نجات بده به جای این که بهش به اصطلاح یک وعده ماهی بدی و سیرش کنی و بره، بهش ماهی گیری رو یاد بده.

اگر می خوای جماعتی رو از دام فقر نجات بدی بهشون حرفه ای رو که بلدی آموزش بده. البته باید اون جماعت هم طالب باشن تا نذر معنوی تو به فردش و به جاش ادا بشه. نذر معنوی مالی تو چیه؟ چطور می تونی به دیگران کمک کنی و بهشون ماهی گیری رو یاد بدی.

فلورانس اسکاول شین( چهار اثر فلورانس) تصویرگر کتاب و هنرمند آمریکایی بود سالیان بسیار در مقام نقاش و متافیزیسین و سخنران، نامی پرآوازه داشت و با خدمت بزرگ شفا بخشیدن، هزاران تن از مردمان را در گشودن گره‌ها و از بین بردن دشواری‌های زندگی شان یاری نمود. وی سالها در نیویورک، دانش الهی را تدریس می‌کرد. افراد بی‌شماری در کلاس هایش شرکت می‌کردند و از این راه، پیام معنویت را به بخش گسترده‌ای از مردم می‌رساند.

بدون چشم داشت داده‌ای، پس بدون چشم داشت بگیر.

خداوند بخشاینده است و انسان، دریافت کننده.زندگی، بازگشت اندیشه ها، گفتارها و کردارهای ماست که دیر یا زود به ما باز می گردد.کسی که با خدا همراه است، شکست ناپذیر می شود.     

شخصی از امام حسن مجتبی (ع) پرسید؟ چرا به هیچ فقیر و نیازمندی حتی در حال فقر و نداری جواب رد نمی دهی؟ امام حسن (ع) خطاب به آن شخص فرمود: من گدای خداوندم و چشم به او دوخته ام من شرم دارم که خود سائل باشم و سائلی را رد کنم خداوند همواره نعمت هایش را بر من فرو می ریزد و من هم عادت دارم که نعمت هایش را بر مردم فرو ریزم می ترسم اگر این عادت و برنامه را ترک کنم او نیز فضل و برنامه اش را وا گذارد.

 

حیات درختان در بخشش میوه است. آنها می بخشند تا زنده بمانند، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند. (بخشش از نگاه جبران خلیل جبران)

 

زکات، لازمه معنویت مالی 

برخی افراد که درصدد تکامل روحی برآمده‌اند توجه‌شان را فقط معطوف به یک دسته از ارزش‌های اسلامی و الهی کرده‌اند. اما از سایر ابعاد وجود انسان غافل شده اند. انسان موجودی چند بعدی است که در همه ابعاد باید به طرف خدا حرکت کند. در قرآن کریم نماز توأما با زکات ذکر شده است.

در کنار هم قرار گرفتن این دو موضوع می‌تواند اشاره ای باشد به این که انسان همان طور که باید نسبت به رابطه با خدا که یک رابطه درونی و قلبی است تلاش کند؛ باید با بندگان خدا هم رابطه داشته باشد که البته آن هم رابطه غیر مستقیم با خالق است؛ یعنی انسان وظایفی نسبت به بندگان خدا دارد که به خاطر اطاعت خدا باید آن وظایف را انجام دهد.

 

Jc penny 1902 شهر کوچکی در وایومینگ با جمعیت 3 هزار نفر که اکثر آنها معدنچی بودند .

پول خیلی کمی در می آوردند و همان پول کم را به افتضاح ترین شکل ممکن خرج میکردند .

22 مشروب فروشی در اون شهر کوچک وجود داشت که درآمد آنها از پول معدنچی هایی بود که به سختی به دست آورده بودند و بصورت خرید اعتباری با بهره از دست میدادند.

آقای پنی عمیقا مذهبی بود و توسط یک پدر روحانی بزرگ شده بود.

همسر و یک فرزند داشت که به سختی مخارج زندگی را بدست میاورد.

رویایی در سر داشت که فروشگاهی داشته باشد که بتواند با تخفیف لباس با کیفیت به فروش برساند که مردم شهر لایق آن باشند. مغازه ای با برند گلدن رول افتتاح کرد و تمام مدل کسب و کارش را بر مبنای :

آنچه برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند بنا کرد.

خود و خانواده زیر شیروانی اولین فروشگاه زندگی میکردند.

او برخلاف مشروب فروشیها قبول نکرد به مردم خرید اعتباری با بهره بدهد.

 

عاشق مردم بود و بهترین کیفیت را با پایین ترین قیمت ارایه میداد. هرکس که آنجا مشغول بکار میشد به نحویدر کسب و کار شریک میشد.

استراتژی و چشم اندازش جواب داد و مردم عاشقش شدند

در کمتر از 11 سال 34 فروشگاه گلدن رول وجود داشت که فروششان از 2 میلیون دلار گذشت.

بر اساس قوانین ایالت یوتا اسم برند به jc penny  تغییر پیدا کرد.

ماموریت برند در این 6 بند تعریف میشد:

  1. برای خدماتی که ارایه میدهیم انتظار اجرت منصفانه داشته باشیم نه حداکثر سود.
  2. همه آنچه که در توان داریم انجام دهیم تا مشتری در مقابل پولش بیشترین ارزش ، کیفیت و رضایت را بگیرد.
  3. به آموزش خودمان و اعضای گروه ادامه میدهیم تا خدماتی که میدهیم به شکل هوشمندانه تری انجام شوند.
  4. دائم در حال بهبود عامل انسانی در کسب و کارمان باشیم.
  5. زنان و مردان شاغل در سازمان را به عنوان پاداش در تولید مشارکت دهیم.
  6. تمام روشها و خط مشی های خود را از این نظر بررسی کنیم: آیا مطابق با اصل ودرستی است؟

آقای پنی تا آخر حتی بعد از رای منفی هیئت مدیره نسبت به او با خرید اعتباری همراه با بهره مخالف بود.

با اینکه تمرکز کسب و کارش روی سوداوری مالی نبود به ثروت شخصی 40میلیون دلاری رسید.

در سال 1923 مزرعه ای با مساحت 120 هزار هکتار تاسیس کرد که کشاورزان با اخلاق و تلاشگر که نیاز مالی داشتند میتوانستند داخل آن کار کنند و زندگی خود را بسازند.

   میلیاردرهای معنوی فقط ماموریت ندارند. آنها برای تمام کسانی که در طول سفرشان با آنها برخورد میکنند خوبی میخواهند ، از کسانی که از خدمتشان استفاده میکنند تا کسانی که به استخدامشان در می آیند.

 

گردآوری و تنظیم: فروزان فلاحت پیشه

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ARE YOU READY? GET IT NOW!
Increase more than 500% of Email Subscribers!
Your Information will never be shared with any third party.
ARE YOU READY? GET IT NOW!
OR SUBSCRIBE WITH
{subscription-facebook}
{subscription-google}
هدیه شما، فایل صوتی مصاحبه با آنتنی رابینز
میلیونر خودساخته ای که رازهاش رو با شما به اشتراک میزاره
telegram
ARE YOU READY? GET IT NOW!
Increase more than 500% of Email Subscribers!
Your Information will never be shared with any third party.