مسئولیت پذیری را چراغ راه موفقیت خود کنیم

مسئولیت پذیری را چراغ راه موفقیت خود کنیم

یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (3 votes, average: 4٫33 out of 5)
person میترا سادات ابطحی access_time آبان ۷, ۱۳۹۶ comment ۱ دیدگاه
زمان تقریبی مطالعه این مقاله حدود 12 دقیقه میباشد.

مسئولیت پذیری امروزه در بین خیلی از افراد کم و به تدریج نابود خواهد شد، غافل از اینکه راز رسیدن به موفقیت همین پذیرش مسئولیت است. در مقالات قبلی مراحل تقویت اعتماد به نفس را در زمینه اقتصادی تمرین کردیم تا برای پیشرفت های مالی جرأت عملکرد پیدا کنیم. امید داریم تا شاید قدر یک ارزن هم شده ارزش آموزشی داشته باشد.

توانمندی

توانمندی

اول اینکه راهی برای کسب درآمد انتخاب می کنیم (شغل و کسب و کار): همانطور که استاد در جلسه دوم تکلیف دادند تا همه ی راه های کسب درآمد درباره ی خودمان را روی کاغذ بنویسیم، بعد آن ها را بررسی کرده و یکی را انتخاب می کنیم که البته اکثر ما این انتخاب را قبلاً انجام داده ایم. حالا هر اطلاعاتی که در این زمینه وجود دارد فرا می گیرم و هرگز از کسب دانش در زمینه حرفه خود دست بر نمی داریم تا به روز باشیم و هر مهارتی را که لازم است یاد می گیریم، هر مهارتی که در این حیطه بتواند برایمان درآمدزا باشد را فرا می گیریم.

اینها قسمت توانمندی ما برای انجام کارها هستند. اگر بدون توانمندی، اعتماد به نفس شروع و پذیرش مسئولیت را داشته باشیم موفق نخواهیم شد. این همان اعتماد به نفس کاذب است. اما گاهی تا حدود زیادی برای شروع توانمندی لازم را داریم، اما جرأت پذیرش مسئولیت را نداریم!

 

تقویت خودباوری:

تقویت خودباوری

وقتی تاحدی توانایی داشته باشیم باید از نظر روانی جسارت و آمادگی آغاز و اقدام را نیز داشته باشیم. برای تقویت این قسمت از خودکارآمدی طبق مراحل عنوان شده در متن قبلی پیش می رویم:

الف) فهرستی از افراد موفق و ثروتمند که روزی فقر مالی داشته اند و با تغییر به این مرحله رسیده اند تهیه کرده و گاهی کافیست نگاهی به زندگی نامه این افراد بیندازیم یا به طریقی چند کلامی از آن ها بشنویم تا به این نتیجه برسیم که یک چیز در همه ی آن ها مشترک است.

هر بار بر سر دو راهی انتخاب بین ترسیدن و کنار کشیدن، نترسیدن و اقدام کردن، دومی را انتخاب کرده اند. دل به دریا زده اند. برای تک تک موفقیتهایشان، روزی مسئولیتی را پذیرفته اند. (البته با در نظر گرفتن تمامی جوانب)

زمانی که مغازه یا دفترکار اجاره کردند، مسئولیت قبول کردند. زمانی که شرکت تأسیس کردند، مسئولیت قبول کردند. وقتی برای خرید یا فروش قرارداد امضاء کرده اند، مسئولیت قبول کرده اند. وقتی برای ارائه خدمات خود تبلیغ می کرده اند، مسئولیت قبول کرده اند. وقتی فرد یا افرادی را به سیستم کاری خود وارد کرده اند، مسئولیت قبول کرده اند. هربار کارشان را تضمین کرده اند یا دیگری را ضامن شدند، مسئولیت قبول کرده اند.

حتی وقت خرید باغ و ویلا و ماشین برای خود و خانواده، مسئولیت قبول کرده اند. تعداد امضاهای آن ها در طول زندگی خیلی بیشتر از انسان های عادی است. این همان تعهدیست که نسبت به هدف خود داریم تا هر دانش و مهارتی را که لازم است برای کسب ثروت بدست بیاوریم و هرگز دست از این کار بر نداریم و هرگاه لازم باشد اقدام کنیم.

 

من میتوانم:

من میتوانم

 

افرادی که در فهرست نام آن ها را آورده ایم، توانسته اند، پس شما هم می توانید. تمام دارایی آن ها روزی رویا بوده است که اگر اقدام نمی کردند همچنان یک رویا باقی می ماند. ثروت امروزی آن ها نتیجه دست بکار شدن آنهاست.

فرض می کنیم یک دانشمند هستیم که می توانیم عنصری به نام آرزو را به عنصری بنام واقعیت تبدیل کنیم، باید جرأت کنیم ماده را روی حرارت قرار دهیم. البته ممکن است با یک انفجار کوچک همان عنصر رویا هم از بین برود. ولی آیا ارزش امتحان ندارد؟

پس علم چگونه به اینجا رسید؟

 

فهرستی از افراد موفق دنیا:

 

  • کوکو شنل (که سالها از وفاتش می گذرد و موسسه اش با برند محبوب همچنان پولساز است)
  • بیل گیتس (صاحب مایکروسافت: که قبلا از دانشگاه بخاطر مشروط شدن اخراج شده بود)
  • اکبر عبدی (بازیگر موفق که پدری کارگر داشت)
  • مریم، معصومه، محسن و ماهان تیموری (خانواده اساتید موفق)
  • دکتر صدیق (مدیر عامل شرکت پارس شیر که از صفر شروع کرد)
  • بابک بختیاری (موسس برندهای آیس پک ، توت طلایی، چوبک، تنورک، شاندیز)
  • هیلتن (صاحب بزرگترین هتل های زنجیره ای دنیا که روزی سرایدار هتل بود)
  • کریستین رونالدو (یکی از ثروتمندان جهان که فوتبالیست تیم رئال مادرید اسپانیاست)
  • محمدرضا صادقی (مدیریت موسسه جوان)
  • بهروز فروتن (موسس صنایع غذایی بهروز)
  • امیر قلعه نویی (سرمربی تیم استقلال که خانواده ای فقیر در روستاهای اراک داشت)
  • محسن تربیت دوست (محقق و کارگردان تلویزیون)
  • مهندس حسینی علی مرادیان
  • دکتر حسین جودکی (مدیر عامل شرکت پگاه تهران)
  • گیج، استیو جابز، مک دونالد، خداداد عزیزی، لئونل مسی و هزاران نفر دیگر!

 

داستان مسئولیت پذیری های من:

 

موفقیت های مالی من فهرستی از موفقیت های مالی که خودم در گذشته داشته ام را روی کاغذ می آورم، با یاد خداوندگار مهربان)

* من صاحب یک واحد آپارتمان ۱۲۰ متری هستم با نقشه ای که دوست دارم.

روزی یک اتاق ۳ *۲ را برای زندگی اجاره کرده بودم! حتی چندین ماه، همان را هم نداشتم و منزل اقوام مهمان می شدم.

  • من تقریبا کارشناسی ارشد دارم پس سال ها دانشگاه رفته ام و حالا غیر از شهریه دانشگاه و مخارج روزمره، در کلاس های آموزش عالی با هزینه تقریبا بالا شرکت می کنم، روزی که کارم را بخاطر تحصیل رها کردم هیچ درآمدی برای پرداخت شهریه پیش دانشگاهی نداشتم.
  • من اولین بار که در بازار شیراز مغازه خیاطی و فروش لباس های محلی اجاره کردم، حتی پول خرید چرخ های لازم را هم نداشتم و اقساطی برداشتم اما خیلی زود چند چرخکار را هم استخدام کردم و مغازه بهتری اجاره کردم.

خوب یادم هست که اولین برش من روی پارچه گران قیمت مردم بود. چون استادان فقط چرخکاری را یاد می دادند نه برش را، تا به اصطلاح رقیب نسازند و شاگرد را هم از دست ندهند.

  • وقتی بعد از چند سال تصمیم گرفتم کار پرمشقت خیاطی را کنار بگذارم و پارچه فروش (بزاز) شوم آن هم پارچه های گیپور ستنی و رنگارنگ، بین بزرگان بازار رقابت سختی بود. حتی خودشان برای طرح متفاوت به تولیدی در چین …. سفر می کردند.

و من زنی بودم که هنوز دسته چک هم نداشت، بصورت اعتباری مغازه ی بزرگی را از پارچه پر کردم!

و بعد از آن تا چندین سال برای خرید عمده ی پارچه چک می کشیدم یعنی قبول می کردم که در تاریخ مقرر چه پارچه فروش رفته یا نرفته باشد در بانک نقدینه داشته باشم!

و وقتی بعد از چندین سال تصمیم گرفتم بازار کسب و کار را رها کرده و به تحصیلم ادامه دهم، تعداد زیادی چک از قبل کشیده بودم و در بانک پولی نداشتم چون همه در آمدم را خرج خرید خانه کرده بودم و هیچکدام از چک های من برگشت نخورد!

 برای خوشحال کردم کسی که دوستش داشتم در عرض ۲۷ روز یک پژو پارس مدل بالا خریدم در صورتی که پولدار نبودم. من در واقع حاصل کار سال های بعدم را بخشیده بودم (وام).

و وقتی مغازه عرقیات و ترشیجات به من پیشنهاد شد، تغییر صنفی ناجوری بود. من حتی انواع ترشی ها را هم نمی شناختم، چون ترشی خور خوبی نیستم از خواص عرقیات هم زیاد نمی دانستم، اما تصمیم گرفتم قبول کنم.

در عرض یکماه تبدیل به طبیب محله شده بودم که با عرقیات امراض را مداوا می کرد.

مشتری ها از آنسوی محله و حتی محله های مجاور با پشت سرگذاشتن چندین ترشی فروشی برای خرید نزد من می آمدند! زمانی را به خاطر دارم که همزمان مسئولیت چهارمغازه را بعهده گرفته بودم:

عرقیات، ترشیجات، سوپرمارکت، سوپرمیوه، لباس محلی (کرایه و فروش).. دانشجو هم بودم! من اولین روز که در گلفروشی مشغول به کار شدم حتی اسم گل ها را نمی دانستم. اما بعد از یکماه صاحب کارم مغازه را به من سپرد و برای راه اندازی شعبه دوم و سوم به بندرعباس رفت!  برای ماندن من در آن کار مبلغ پیشنهادی خودم را پذیرفت!

۹ ماه از زندگیم را در گروه نتوورکرها برای شرکت های حرمی گلدماین اینترنشنال کار کردم کار تیمی با تقسیم مسئولیت بود. مسئولیت من بردن مورد و ترغیب او برای پرزنت شدن بود.

الحق که خوب یادم هست تمام افراد گروه به تعجب می افتادند در برقراری ارتباط سالم من با چنین اشخاصی. من در کارم موفق بودم. کار من آشنا شدن با افراد بدرد بخور و معرفی آن ها به گروه بود و هزار موفقیت ریز و درشت که یادم می آید و مجالی برای گفتن نیست، غرفه های صنایع دستی غیر از پوشاک، که در دورترین مناطق استان فارس، مرکز جنجال شهر برگزار می کردم. ۷ سین، آینه کاری و ….. من قبلا می توانستم، پس باید حالا هم بتوانم کسب درآمد کنم.

حقیقت این است که گاهی می ترسم در کنار تحصیلم یک کار راه بیندازم! مگر قبلا همزمان کار هم نمی کردم؟

گاهی می ترسم یک اتاق کوچک برای تدریس یا مشاوره اجاره کنم! مگر تمام این دوازده سال مغازه اجاره نمی کردم؟

گاهی تغییر شغل از فروشندگی یا خدمت خیاطی و صنایع دستی به کار آموزش را می ترساند. مگر قبلا تغییر صنف نداده ام.

چرا حالا برای آماده کردن یک سبد گل چنان با استرس می شوم که دست و پایم را گم می کنم و کار را خراب می کنم؟ مگر من همون نیستم که از گلهای دورریخته سبدهای پر فروش می زدم؟!

آیا آن خدایی که پشتیبان من بود دیگر نیست؟!

ایجاد انگیزه برای کسب ثروت 

اما حالا دیگر خودم برای کسب ثروت انگیزه ایجاد می کنم. شاید امروز از پذیرش مسئولیت در هراس باشم، اما اگر از این مرحل بگذرم: می توانم با پولی که بدست می آورم:

  • خانه ام را از رهن کامل در بیاورم تا با اجاره دادن هر ماه مبلغی به حسابم واریز شود و خیالم از مخارج روزمره راحت گردد.
  • می توانم یک وسیله نقلیه برای خودم بخرم و راننده ای حرفه ای شوم.
  • می توانم پوشاک بهتری بپوشم، تغذیه بهتری داشته باشم. میوه های گرانتری مصرف کنم، ماهی و میگوهای تازه و خوشمزه تر و ….
  • هر روز یک لیوان آب میوه طبیعی وسبزی تازه که برای تندرستی و قدرت بدنی، پوست و زیبایی، اعصاب و .. بسیار لازم است.
  • می توانم خواهرم را به سفری که دوست دارد بفرستم (جنگلهای تانزانیا)!

 

می توانم با پولی که بدست می آورم:

 

  • قسمتی از مخارج مادربزرگ، مادر، خواهرزاده ها و تمامی کسانی را که نیاز دارند به عهده بگیرم.
  • می توانم خودم به مناطق شگفت انگیز ایران و جهان سرکشی کنم، غار نیشابور، غارعلی صدر همدان، دیدنی های کاشان، آب گرم سیرین (شهر مه ها) ابانیه، آنتالیا و آنتارا و ارمنستان و در اصل همه جا ….. هرجا که سفر کنم به پول نیاز دارم حتی به شهر خودم شیراز.
  • می توانم وقت جشن تولد ها، پیوند و ازدواج ها، موفقیت ها و به هر بهانه و بی بهانه برای کسانی که دوست دارم هدیه ای ارزشمند تهیه کنم.
  • می توانم بیمه ام را پرداخت کنم تا از بابت دوران پیری یا از کار افتادگی یا …. آسودگی خیال داشته باشم.
  • می توانم تفریحات مفرحی مثل چتربازی، غواصی و پرواز را تجربه کنم.
  • می توانم برای شروع کار برادرهایم سرمایه مالی جور کنم.
  • می توانم در خرید خانه و رهایی از اجاره نشینی به خواهر و برادرهایم و یا دیگران کمک کنم.
  • می توانم با داشتن املاک و ثروت بیشتر، اعتبار بیشتری بدست آوردم.
  • یک خوابگاه ویژه تأسیس کنم، با اتاق ها و حیاط بزرگ، تختهایی با جنس خوب و امکانات عالی (ماشین لباسشویی تمام اتوماتیک، اتو، آب سردکن و …. خدمه تا داخل اتاق و مدیر منظم و ….) کتابخانه و کتاب و کتابدار داشته باشد. کافی شاپ داشته باشد، رستوران داشته باشد با غذاهای عالی. باشگاه ورزشی داشته باشد. زمین بازی داشته باشد. آموزشگاه داشته باشد، هنر و …

خلاصه هرچه می توانم پولیابی را شیرین و شیرینتر تصور می کنم (تصویر ذهنی و درگیری عواطف) این جواب همان سوال معروف است که: اگر دومیلیارد برنده شوید با آن چه می کنید؟

البته درست است که «ثروت» وسیله ای برای هدف اصلی «احساسهای عالی» است اما برای بدست آوردن این وسیله برنامه ریزی می کنم: اهداف مالی بزرگ و رویایی ده ساله ام را خُرد می کنم، برای مثال چند نمونه از کار باشد فیل را چگونه می شود خورد؟ لقمه لقمه.

من تصمیم دارم در بهمن ماه امسال، آپارتمانم را از رهن در آورم.

در سال آینده در چنین روزی یک پراید سالم و زیبا داشته باشم!

البته که ماشین های بهتری هم هستند زیباتر و با کیفیت بهتر: من هم مثل همه، داشتن آن ها را به پراید ترجیح می دهم، اما مخصوصاً الان پراید را می خواهم چون باورش برایم آسان است. داشتن پراید برای منی که هنوز راننده نیستم و یک دوچرخه هم ندارم دور از ذهن نیست، بنابراین در تصویرسازی ذهنی، باورم قویتر عمل می کند.

بعد برای کسی که پراید دارد، پارس عالی و در عین حال ممکن است و همینطور گاماس گاماس، پیش می روم.

حالا می توانم خودم را سوار بر یک پورشه آبی کاربنی رنگ، پشت فرمان در حال حرکت ببینم همراه با کسانی که دوستشان دارم در جاده ای زیبا و دل انگیز و هوایی لطیف و رویایی….

این فیلمنامه چند دقیقه ای که گاهی روی حرکت آهسته است را بارها و بارها تماشا می کنم.

البته وقتی عواطفم درگیر می شود به هیجانی می رسم که به من نیرو می دهد تا عزمم را جذم کنم و برای رسیدن به آن هدف هر کاری لازم است انجام دهم و آن کاری جز برنامه ریزی و عمل به آن نیست، این هم از جهت زندگی من.

عده ای از مردم می گویند و راست می گویند که برنامه می ریزند. برنامه ریز خوبی هم هستند و تمام ابعاد کار را در هنر برنامه ریزی پیاده می کنند، یک برنامه تقریباً کامل و بی نقص دارند اما خودشان هم نمی دانند چرا کامل به آن عمل نمی کنند؟!

من می دانم چون یکی از آن ها هستم که عمدی برنامه ریختم و به جایی نرسیدم و با تمرین درسهای روانشناسی فهمیدم چرا اهل عمل نیستم، من جرأت پذیرفتن مسئولیت را ندارم!! باور دارم که این کار کسب ثروت شدنیست، برایش شوق دارم. معجزه هدف گذاری و برنامه ریزی را معتقدم، زیر نظر استاد، برنامه ریزی درسش بعد، کارو تحصیل، روابط اجتماعی، روابط صمیمانه، تفریح، معنویت و رسیدگی به جسم تا حدودی مهارت دارم. اما چیزی که باعث درماندگی من شده است یک باور است،

«یا نباید مسئولیتی را بعهده بگیرم یا اگر بعهده گرفتم باید به بهترین نحو انجامش دهم»!

البته این باور غلطی نیست اما ایراد من اول در افراط است، دوم، تضاد باوری که می گوید: «تا خراب نکنی، آباد نمی شود».

این در باور درست اما در تضاد من چنان افراطی محکمند که نمی گذارند من اصلا مسئولیتی بعهده بگیرم، چون ممکن است عدم صلاحیت داشته باشم!!! آنها که به برنامه عمل می کنند یعنی مسئولیت انجام کارهای قید شده در برنامه را بعهده می گیرند.

«چرا تعداد معدودی از انسان ها موفقند؟ چون تعداد معدودی از انسانها اهل عملند».

این خودآگاهی برایم خوب است چون ۸۰% درمان به تشخیص است، اما برای تغییر این باور و باورهای مخرب دیگر می کوشم.

 

تمرین مدیریت استرس

تمرین مدیریت استرس

یک مورد از مواردی که در راه کسب ثروت مانع من است, استرس در برخی از دو راهی هاست که موجب ضعف اعتماد به نفس در من می شود.

معمولا زمان پذیرش مسئولیت دچار استرس می شوم!

اکنون زمانی که در موقعیت پذیرش مسئولیت قرار می گیرم چه می کنم؟

  • از زیر بار آن شانه خالی می کنم، چون اختیارست کناره گیری می کنم و نمی پذیرم.
  • زمان تقسیم مسئولیت غیبت دارم یا حضورم کمرنگ است تا زیاد دیده نشوم!
  • پیشنهادها را در اینباره رد می کنم.
  • اجتناب از پذیرش را توجیح می کنم و دلیل تراشی دارم.

و ….

حالا این اجتنابها را بر عکس می کنم،

از این به بعد:

  1. مسئولیت قبول می کنم تا اعتماد به نفسم تقویت شود.
  2. خود را در معرض توجه قرار می دهم تا احتمال واگذاری مسئولیت به من زیاد شود.
  3. پیشنهاد قبول مسئولیت را به هیچ وجه و با هیچ توجیحی رد نمی کنم.
  4. برای خود یک حامی پیدا کرده ام و دو تیم هم هدف (فروزان، گروه مدرسان شفق، گروه مهارت های زندگی)

یکی از هم اتاقیهای من اصفهانی و بسیار اقتصاد دوست است. من در آنچه در کلاس ها و دوره ها در رابطه با کسب ثروت و آرامش یاد می گیرم، به او هم یاد می دهم چون مشتاق است.

او می تواند حامی من و من حامی او باشم، چون معنای رقابت سالم را می داند و موفقیت را تنها برای خود نمی خواهد و من این را از تشکر ها و نوع قدردانیش می فهمم، مثلا از زمانی که کانال تلگرام استاد ماهان تیموری را برایش فرستادم، هرگاه وویس یا ویدیو جدیدی از استاد می رسد به من یادآوری می کند.

او هزینه ای برای تعلیم نمی پردازد اما به من انرژی می دهد. من در این راه تنها نیستم و ضمن اینکه اینگونه، آموزش و تدریس را تمرین کرده ام بلحاظ معنوی نیز روحم آرام می گیرد.

 

پاداش من برای خودم:

 

پاداش من برای خودم

 

من برای موفقیت های خودم جوایزی را در نظر گرفته ام.

من چنانچه در بهمن ماه امسال منزلم را از رهن خارج کنم، اولین اجاره آن را خرج غواصی خواهم کرد.

من چنانچه در مردادماه سال آتی برای خود وسیله نقلیه خریده باشم، خانواده را به «سفر شمال» دعوت می کنم. آنقدر برای اینکار هیجان و عجله دارم که همین الان برای آن هفته رویایی برنامه ریزی می کنم.

 

نتیجه گیری:

 

در این مقاله آموختیم که چگونه از تجربه های شخصی دیگران درس بگیریم. همیشه به آنچه علاقه دارید فکر کنید، برای آن برنامه ریزی کنید و در راه رسیدن به هدف خود عجله نداشته باشید. هیچ کس یک شبه ثروتمند نشده است. در پذیرش مسئولیت دقیق و منظم باشید و وظیفه محول شده را به نحو احسنت انجام دهید همیشه به خود پاداش دهید و اعتماد به نفس خود را بالاتر ببرید.

  1. Seyed_amirhosein_eftekhari گفت:

    عالی بود واقعا لذت بردیم

مشاهده همه دیدگاه ها
تا کنون 1 دیدگاه در این مقاله ثبت شده است.
ارسال دیدگاه
ARE YOU READY? GET IT NOW!
OR SUBSCRIBE WITH
{subscription-facebook}
{subscription-google}
ثبت نام در اولین دوره جامع هوش مالی ایران
telegram
آبان ۲۵, ۱۳۹۶
ساعت ۵:۲۰ ب.ظ

مستند کارآفرین ۱۵ ساله

ساعت ۱۱:۳۸ ق.ظ

جنجال آموزش در مسیر کسب ثروت

ساعت ۱۲:۰۳ ق.ظ

تئوری بز و تبلیغات در پیشرفت کسب و کار

آبان ۲۴, ۱۳۹۶
ساعت ۷:۳۲ ب.ظ

کسب و کار فوتبالیست های موفق دنیا

آبان ۲۳, ۱۳۹۶
ساعت ۱۱:۰۵ ق.ظ

غلبه شعار بر شعور

ساعت ۱:۰۰ ق.ظ

۵ راهکار افزایش درآمد برای هوشیاران مالی

ساعت ۱۲:۴۷ ق.ظ

۲۰ هنری که در دنیا بیشترین درآمدزایی را دارند

آبان ۲۲, ۱۳۹۶
ساعت ۱۰:۰۷ ق.ظ

راهکارهای خودباوری ، فردایت را بساز

ساعت ۱۲:۰۳ ق.ظ

تکنیک های افزایش فروش را از استاد ماهان تیموری بیاموزید

آبان ۲۱, ۱۳۹۶
ساعت ۸:۵۱ ب.ظ

رازهای نهان وب سایت علی بابا در بازارهای جهانی

ساعت ۱۲:۳۵ ق.ظ

طرح کسب و کار یا همان بیزینس پلن را چگونه تهیه کنیم؟

آبان ۲۰, ۱۳۹۶
ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ

روش های جدید تبلیغاتی شرکت گوگل

آبان ۱۸, ۱۳۹۶
ساعت ۱۱:۲۰ ق.ظ

تاثیر آموزش‌های تیم ماهان تیموری بر موفقیت کسب و کار

آبان ۱۷, ۱۳۹۶
ساعت ۱۰:۱۶ ق.ظ

کسب و کارهای زود بازده سال ۲۰۱۷

ساعت ۱:۰۰ ق.ظ

راه اندازی کسب و کار با توصیه های استاد ماهان تیموری

آبان ۱۶, ۱۳۹۶
ساعت ۱۰:۰۰ ق.ظ

شگفت انگیزترین بانوان کار آفرین ایران و موفقیت های بزرگ آن ها در کسب و کار

ساعت ۱:۰۴ ق.ظ

درآمدزایی اگر جدی گرفته می شد…

آبان ۱۵, ۱۳۹۶
ساعت ۱۰:۰۳ ق.ظ

کسب و کار خانه بازی مخصوص کودکان

آبان ۱۴, ۱۳۹۶
ساعت ۱۱:۰۳ ب.ظ

۸ روش بازاریابی رایگان

ساعت ۱۱:۳۷ ق.ظ

آشغال های ذهنت رو دور بریز

ساعت ۱:۰۶ ق.ظ

کارمند چگونه کارآفرین می شود؟

آبان ۱۳, ۱۳۹۶
ساعت ۱۰:۱۸ ق.ظ

آموزش در مسیر ثروت است یا ثروت در مسیر آموزش؟

آبان ۱۱, ۱۳۹۶
ساعت ۹:۴۲ ق.ظ

۱۸شغل پر درآمد جهان از نگاه اقتصاد دانان بزرگ

آبان ۱۰, ۱۳۹۶
ساعت ۱:۱۴ ب.ظ

پاسخ به چالش پول نقد

ساعت ۹:۴۱ ق.ظ

۹ دریچه نجات بخش از ورشکستگی