الهه ی شانس

یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (2 votes, average: 4٫50 out of 5)
person مسعود خادمی access_time مرداد ۳۰, ۱۳۹۵ comment ۲۴ دیدگاه

شانس

امروز می خواهیم در مورد شانس صحبت کنیم ; شما جز افراد خوش شانس هستید یا بد شانس ؟ یا بهتره اینطور بپرسیم ; که شما خودتون فکر می کنید که جز افراد خوش شانس هستید یا افراد بدشانس ؟  آیا تا به حال الهه ی خوش شانسی سراغتون اومده ؟ چیزی که باعثه خوش شانسی شما بشه سراغتون اومده ؟ 

افراد خوش شانس و بد شانس

افراد خوش شانس کسانی هستند که ; به دنبال خوش شانسی هستند ; پیگیر موفقیت هستند ; و روز به روز برای موفق شدن تلاش می کنند ; این افراد با کوچکترین موفقیت هم خوشحال شده و احساس موفقیت می کنند ; برعکس این افراد انسان های بد شانس هستند ; این افراد خود را بد شانس می دانند و حتی بهترین اتفاقات نیز به چشمشان نمی آید ; ولی کوچکترین اتفاق ناخوشایند را بزرگ جلوه می دهند ; این افراد تصور می کنند که خدا بین انسانها تفاوت قائل می شود  

نظر انیشتین در رابطه با شانس

انیشتین میگه خدا تاس نمیندازه هوا که ببینه هرکی شش اورد خوش شانسه ; هرکی یک اورد بدشانسه  پروفسور هایزرمن یک تحقیقی رو در رابطه با افراد خوش وبدشانس انجام داد ; ایشان می گوید این مساله خیلی ذهنم را مشغول کرده بود که ; چرا بعضی افراد خوش شانس هستند و بعضی بدشانس هستند . ایشان می گوید تحقیق را بدین صورت شروع کردیم که ; آگهی منتشر نمودیم که به تعدادی افراد خوش شانس و تعدادی افراد بد شانس نیازمندیم ; در نتیجه ی بررسی ها پی بردیم که افراد خوش شانس کسانی بودند که ; قدر فرصت ها را به خوبی می دانستند ; از آن ها استفاده می کردند ولی افراد بد شانس کسانی بودند که ; قدر فرصت ها را نمی دانستند ایشان می گویند ; به هر یک از این افراد یک مجله داده شد که ; تعدادی عکس در آن قرار داشت و یک آگهی وجود داشت که اگر کسی آن را می دید و به آزمون گیرنده می گفت ۲۵۰ پوند برنده می شد ; جالب این است که همه ی افرادی که فکر می کردند خوش شانس هستند ; این آگهی را دیدند و همه ی افرادی که فکر می کردند بد شانس هستند ; آن را ندیدند.

نتیجه می گیریم فرصت ها برای کسانی که فکر می کنند بد شانس هستند ; از بین می روند در واقع آن ها به واسطه ی مشکل در طرز تفکرشان این فرصت ها را از دست می دهند  ; و آنها را نمی بینند. الهه ی شانس در زندگی همه ی افراد وجود دارد ; اما بعضی از افراد آن را می بینند و باور دارند در حالی که بعضی دیگر آن را نمی بینند و باور ندارند 

تجربه ی شخصی

می خوام دو مورد از زندگی خودم رو که الهه ی شانس سراغم اومد رو برای شما تعریف کنم ; زمانی در سن بیست سالگی بسیار اوضاع نابسامانی داشتم و با موتور کار میکردم و افکار مزاحم فراوانی در ذهنم وجود داشت ; یه روز به طور اتفاقی یکی از دوستانم رو دیدم به من گفت چه کار می کنی ؟ گفتم که دنبال یک کار مناسب که برای خودم باشه می گردم ; بهم گفت که الان مد شده که کتاب رو می برن در خونه تحویل می دن این شد که ; حس کردم می تونم در این زمینه موفق بشم و موسسه ی پیک کتاب رو تاسیس کردم که ; موفقیت های زیادی رو برام به ارمغان اورد 

دوسال پیش دوباره الهه ی شانس در خونه م رو زد و یکی از دوستام که شرکت داشت به من گفت که قصد دارم موسسه را به صورت ۵ سهم بیست درصدی به ارزش هر سهم ۴۰ میلیون تومان به فروش برسانم تو هم بیا و سرمایه گذاری کن اما من حس کردم که این کار توجیه اقتصادی ندارد و این کار را انجام ندادم ولی الان ارزش آن موسسه دو برابر شد و هم چنین هر سهامدار تقریبا ماهیانه ۱۰ میلیون تومان درامد دارد بنابراین من از این فرصت و شانسی که برایم به وجود آمد استفاده نکردم .

بنابراین فرصت ها همیشه و برای همه وجود دارند فقط باید از آن ها به خوبی استفاده کنیم باید تلاش کنیم و در خودمان تغییر ایجاد کنیم تغییر بسار به ما کمک می کند هفته ی گذشته یک کلیپ به نام ماخونیک دروب سایت قرار دادیم حتما آن را مشاهده کنید این کلیپ راجع به تغییر می باشد .

۴ نکته برای اینکه شما شانس بیشتری در زندگی خودتون داشته باشید

 

  1. به حس ششم خود به ندای درونتان اعتماد کنید به الهامات درونیتان توجه کنید و آن ها را انجام دهید
  2. هر روز نکته ی  مثبت اون روز رو به خود یادآوری کنید .
  3. هر روز روزی صد بار برای خود تکرار کن که من خوش شانس ترین انسان روی زمین هستم.  
  4. خلاق باشید هر روز از یک مسیر سر کار نروید راههای مختلف را امتحان کنید این موضوع کمک کننده خواهد بود 

برنده ی هفته ی گذشته خانم مهرآفرین شدند .

این هفته  هم یک جایزه در نظر گرفتیم برای کسی که در رابطه الهه ی شانسش صحبت کنه و چه زمان هایی که الهه ی شانس آمده و از آن استفاده کردیدو چه زمان هایی که قدر آن را ندانسته و فرصت را از دست دادید . به بهترین داستان و موضوع مانند هفته ی گذشته جایزه داده خواهد شد . امیدوارم که به این حرف ها فکر کنید و آن ها را در زندگیتان اجرا کنید .

  هدف ما موفقیت شماست : تیم آموزشی ماهان تیموری

 

برنده جایزه هفته گشته کلیپ ماخونیک (تغییر) سرخانم بران مهر آفرین شنیدن فایل صوتی دریافت هدیه ایشون از پاکدست زیر

 

جایزه ۴۰۰۰۰۰ تومانی برای بهترین تجربه  وداستان زندگی شما از الهه شانس در قسمت دیدگاه ونظرات

 

تا کنون 24 دیدگاه در این مقاله ثبت شده است.
ارسال دیدگاه
  1. ندا شاکری گفته:

    دنبال خونه ای برای رهن می گشتم بعد یکماه ی خونه مناسب پیدا کردم و بیعانه دادم روز قرارداد صاحبخانه گفت خونه رو بشما نمی دم و هزار تا بهانه اورد، خیلی بهم ریختم چون اون چهارشنبه بود و من باید جمعه تخلیه می کردم.ی هو ی اگهی تو روزنامه دیدم و زنگ زدم بعداز ظهر رفتم خونه رو دیدم عیوبی داشت اما قابل حل بود و با شرایط و فاکتورهای من جور در می اومد قرارداد و بساتم و وسایل و اوردم ، بعدا ک عیوب خونه رفع شد و متوجه شدم اون خونه روز قبل اگهی شده بود اما اون روز برای مشاور املاک تصادف سطحی اتفاق می افته و با وجودی که مساله حادی نبوده تا بعداز ظهر درگیر میشه و جواب هیچ کدوم از زنگ ها رو نمیده تا این که من زنگ می زنم.در ضمن بعدها محل کارم تغییر کرد و اگر جای قبلی اکی میشد برای رفت و آمد مشکل بشتری داشتم و همچنین صاحبخانه خیلی ارومترو بهتری نصیبم شد و همسایه های بهتری هم نسیت به اون خونه ای که فکر می کردم بدشانسی اوردم که دقیفه نود بهم خورده نصیبم شد

  2. فرزان گفته:

    درود بر شما استاد عزیز
    من حدود ۱ اسل پیش همزمان با کلاس های شما اتفاقات عجیب و غریبی به دید بقیه واسم افتاد
    تقریباً حدود ۲-۳ هفته ای بود که اتفاق های کوچک که برام پیش میومد خودمو تشویق میکردم و با خودم تکرار میکردم که وای من چقدر خوش شانسم… تا اینکه دیدم دارن اتفاقا بزرگ تر و جالب تر میشن. تا جایی که حتی داخل خیابون هم که با ماشین رفت و آمد میکردم میتونستم با تمرکزم سبز یا قرمز بودنشو انتخاب کنم و وقتی اتفاق میافتد پشت چراغ قرمز از خوشحالی داد میزدم که خدایا شکرت و میدیدم که بعضی ها فکر میکردن من دیوونه ام 😀
    حتی یه روز به بچه ها داشتیم تخته بازی میکردیم که بحث این شد که احتمال جفت شش اومدن تقریبا کمه و من دو تاس رو با هم برداشتم و برای اولین بار انداختم و جفت شیش اومد، همشون گفتن شانسی بوده و . .. همه امتحان کردن و کسی نتونست بیاره که دوباره نوبت من شد و من برای دومین بار جفت شیش آوردم که همشون تا یک مدت به من میگفتن تو جادوگری میکنی و …
    ولی خب بعد از مدتی به خاطر مشغله فکری زیادی که برام ایجاد شد زیاد توجه نکردم به این شانس ها و دیدم واقعاً داره کم رنگ تر میشه.
    اینو گفتم که بگم حتی جاهایی که همه نظر دارن به اینکه کل اونجا شانسه هم میشه با تمرکز روی خوش شانسی ها و خوبی ها ، خوش شانس ترین آدم روی زمین بود

  3. علی شعبانی گفته:

    سلام و خدا قوت به دوستان قدرتمندم…
    من علی شعبانی فروشنده هستم ارادتمند شما نازنینان عزیز جان
    یکسال پیش الهه شانس به من رو کرد و به اون چیزی که تو ذهنم همیشه میگذشت رسیدم حدودا هفت سال در یک مغازه مستاجر بودم و روبروی مغازه من یک مغازه با دکوراسیون شیک قرار داشت همیشه وقتی سرم خلوت میشد به اون مغازه نگاه میکردم و به خودم میگفتم یک روز اونجا رو اجاره میکنم خیلی از اون مغازه خوشم اومده بود تا اینکه قراردادم با مغازه ای که هفت سال باهاش قرارداد داشتم داشت تمام میشد به امید اینکه بازم با صاحب مغازه که (خیلی هم بهش اعتماد داشتم) مثل هر سال قراردادم رو تمدید میکنم رفتم پیشش تا باهاش برای سال بعد صحبت کنم وقتی قضیه رو بهش گفتم در جواب گفت دیگه نمیتونم بهت اجاره بدم (قولش رو داده بود به برادر خانومش) یک لحظه دنیا رو سرم خراب شد مغازه ای که هفت سال توش بودم و مشتریانم همه اونجا رو بلد بودن نمیدونستم چیکار باید میکردم (آخه اون خیابانی که مغازه ام اونجا بود خیلی شلوغ بود وهیچ مغازه خالی وجود نداشت) بعد از چند روز کلنجار رفتن با خودم تصمیم گرفتم تا یکسال مغازه رو جمع کنم تا به امید روزی که یک مغازه تو اون خیابان خالی بشه تا برم اونجا تا اینکه الهه شانس بهم رو کرد و بقول معروف شانس در خونه امو زد و باید در رو باز میکردم..آره اون مغازه ای که روبروی مغازه ام بود با دکوراسیون زیباش که همیشه بهش فکر میکردم صاحبش اومد بهم گفت شنیدم میخوای مغازه رو خالی کنی گفتم درسته باید مغازه رو خالی کنم بهم گفت میخوای بیا مغازه من رو اجاره کن من اول فکر کردم داره شوخی میکنه بهش گفتم داری بهم دلداری میدی در جواب گفت نه کاملا جدی میگم ولی یک شرط داره گفتم چه شرطی گفت چون مغازه رو میخوام جمع کنم دکوراسیون مغازه رو نمیخوام بهش دست بخوره من گفتم از خدامه که اون دکوراسیون هم سرجاش بمونه تا روز قرارداد (به اون مغازه ای که همیشه بهش فکر میکردم) باورم نمیشد که دارم میرم به اون مغازه الانم یکسال تو اون مغازه مشغول بکار هستم…دوستان وهمراهان عزیزم باور کنید همیشه به خودم میگفتم که یک روز میرم اونجا طوری که دیگه جز باورام شده بود واین اتفاق افتاد… والانم این رو به خودم میگم که اون مغازه یک روز مال خودم میشه و همیشه به خودم تکرار میکنم تا بازم باورم بشه ویکروز اون مغازه رو بخرم.. دوستان زیبایم من به این نتیجه رسیدم تا وقتیکه چیزی رو باور نکنیم بهش نخواهیم رسید پس بیایید روی باورهایمان کارکنم باورکنیم که میشه میتونیم انجام شدنی…دوستدار همیشگی شما علی شعبانی….شادی همیشه همراهتون

  4. سلیمانی گفته:

    سلیمانی
    به نظرم شانس رو خودم انسان ها برای خود می سازند هر جور فکر کنی و هر جور تصور کنی دقیقا همان خواهد شد ایم مساله رو بارها و بارها در زندگی از مسایل کوچک تا بزرگ تجربه کرده ام مثلا همین پیام را من به عنوان یه شانس می بینم و مطمئن هستم نتیجه اون را هم به دست می آورم

  5. ابراهیم ناوه کار گفته:

    این که سالم و در زیباترین نقطه دنیا(ایران) و خوش آب و هواترین شهر آن (تبریز) به دنیا آمدم و در زمان تولد پدر و مادر و خانه داشتم اولین خوش شانسی من است. خیلی ها این مواهب در اولین روزها نصیبشان نمی شود. برادران و خواهران خوبی هم داشته ام. نعمت تحصیل تا کارشناسی ارشد نیز نصیب من شده، شغل خوبی دارم همسری مهربان و فرزندی سالم و تیزهوش دارم آیا خوش شانس تر از من هم پیدا میشود؟

  6. سعید گفته:

    من خوش شانسم .خیلی وقتا خدا منو ازمشکلات وخطرات بزرگی نجات داده. یادمه چندوقت پیش ،بدلیل اینکه جلسه کاریمون قبل ازساعت اداری شروع میشد باید زود بلند میشدم ولی دست برقضا کمی هم از روزای دیگه دیرتر بلند شدم طوری که حتی نتونستم صبحونه بخورم (اینو بگم من کسی ام که به صبحونه خیلی وابستگی دارم )بناچار باعجله از منزل خارج شدم (اینو هم گفته باشم خواب آلودگی وبیدارنشدم بدلیل مصرف دارو که دکترم تجویز کرده بود ).ازشهر که بیرون اومدم ،پامو گذاشتم رو گاز وچیزی حدود ۱۴۰با پرایدم تو اتوبان بسمت محل کار.دو باری خودم از خواب پشت فرمون بیدار شدم ولی اینقدر خواب آلودگیم شدی بود که نتونستم بزنم کنار وصورتمو با آبی که تو صندوق داشتم بشورم.ولی برای بار سوم زمانی از خواب بیدار شدم که با سرعت ۱۴۰-۱۵۰باپراید از شونه جاده منحرف و به سمت نا کجا آباد ؟؟!! باسرعت روانه شدم من که تازه از خواب که بیدار شده بودم فقط گرد وغبار دوروبرم رومیدیمو بس.نمیدونستم چه اتفاقی افتاده.اصلا نمیدونستم من کجام؟ چرا پشت رولم؟چند ثانیه (شاید هم چند صدم ثانیه)طول کشید که یادم اومد قضیه چیه! از تبحرم تو رانندگی استفاده کردم وپاموازگاز وترمز وکلاچ برداشته ،فرمون رو محکم نگه داشتم ومنتظر موندم که ماشین خودش کم کم وایسته (البته کمربند همیشه میبندم).پرایدم بعد از طی تپه های کوچیک وبزرک کنار جاده وموانع طبیعی وغیرطبیعی زیادی رو هم داشت بالاخره ایستاد. (وصف مدت زمان چند ثانیه یا دقیقه قابل بیان نیست!! ) بمحض ایستادن نمی تونستم بهیچ وجه دوروبرم رو ببینم فقط کمربندمو باز کردم صداهای موهومی از کنار وگوشه میشنیدم و عده ای چیزای بهم میگفتم ولحظه به لحظه صداها پررنگتر میشد .تا اینکه یکی از اون صدا ها در ماشینمو باز کرد وخیلی نگران گفت :آقا خوبین !آقا شما خوبین؟.صدامو میشنوین؟منم خیلی چالاک بااینکه یه ترسی ته وجودمو گرفته بود پریدم پائینو گفتم: اره !معلومه که خوبم. خیلی هم خوبم.یهو جمعیت صلوات فرستادن .ووجودم آروم شد. یکی باسم آب آورد. اول یه کم خوردمش بعدهم دست وصورته خاک مالی شودمو باش شستم. تواون بین یکی گفت :جناب من مامور داوطلب هلال احمرم.میخوام بدونم چیزیت نشده؟ درد نداری میتونی راه بری .میخوای کمکت کنم…منم با خنده گفتم: نه داداش ممنون من خوبم چیزیم نیست.یه آقای دیگه ای ماشینمو برانداز کرد گفت: خدا خیلی بهت رحم کرده ماپشت سرت بودیم خیلی صحنه ی خطرناکی بود. وادامه داد که: روبراه شدی برو بشین پشت فرمون، استارت کن ببینم روشن میشه .منم که نگران اون جلسه مهم بودم والبته شاکر از لطف خدا ، سریع نشستم واستارت زدم .ااااروشن نمیشه .اون آقا گفت که دسته کاپوتتو بکش .منم کشیدم. تو یکی دوثانیه بعدش مجددگفت حالا بزن .منم استارت رو زدم و روشن شد ماشین.(خدارو شکر ) با کمک مردمی که اونجا بودن ماشین رو از چاله ای که توش بود درآوردیم ودیدیم راه میره البته به سختی (چون بغل چرخ گیر داشت) من ویکی دیگه یه خورده صافش کردیم بهتر شد.و ماشین رواوردم بغل آسفالت جاده.یه بار دیگه صدای صلوات جمع بلند شد ومن تک اونایی که اونجا بودنو رو تو بغلم سفت فشار دادم .ازهمشون تشکر کردم.پشت رول که نشستم یادم اومد خداوند دوباره لطفه بزرگی بهم کرد گفتم خدایا ما چاکریتیم وراه افتادم سمت اداره. که برسم به مابقی جلسه ام . الا ن هرروز از اون محل رد میشم برعکسه اونایی که تصادف میکنن حس بدی به محل دارنف من وجود خداو اسباب خداوندی رو به یادم میاد وخدارو شکر میکنم.

  7. حمید حسین زاده گفته:

    سلام به دلایلی مجبور شدم خانه ام را بفروشم،دنبال خانه بودم که به علت اتمام وقت تخلیه به فکر منزل رهنی بودم که وقتی داشتیم قولنامه می نوشتیم موبایلم زنگ زد که یکی از دوستان منزل مناسبی برایم پیدا کرده، وقتی از املاکی گرفتم وهمان لحظه رفتیم خانه رادیدیم وپسندکردیم واز خووشانسی منزل خالی بود واز بعد قولنامه جابجا شدیم واین خانه به لطف خداوند متعال بسیار با برکت است

  8. يوسف رضا شهاني گفته:

    سلام به همه دوستان من رو اگه در مجموع حساب کنم اله شانس اصلا سمت من نمیاد
    مثال میزنم
    از پیدا کردن شغل بگم که در بدترین حالت و سخترین وضع ممکن ب کمترین میزان حقوق مشغول کارم
    خریدن ماشین که به نظرم بدترین نصیبم شد که هر چند وقت تعمیرگاه و ی کولر نمیتونم بگیرم اگه بگیرم ماشین سیستم برقش کلا قطع میشه؟ چند بارم بردم مکانیکی دستگاه زد میگه مشکلی نداره چندجا هم بردم
    ی بارم قرعه کشی بانک بود شماره یکدونه مونده بود اسم من بیوفته نیوفتات و نفر بعدی من برنده ۵۰ میلیون شد
    به نظر من الهه شانس الکیه؟
    شرمنده وقتتون رو گرفتم
    امیدوارم این همای رحمت الهه شانس ی دستی روی سر ما بکشه تا بتونم قسط های خودمو پرداخت کنم
    همین الانم که میخواستم مطلب براتون بفرستم سایت دو روز از دسترس خارج شد خودتون حساب کنید
    بازم راضیم به رضای خدا
    شرمنده سرتون رو درد آوردم
    یا حق
    علی پشت و پناهتون

  9. یکتا رمضانی گفته:

    اولین کارگاه آموزشی فیبرنوری با نام “چگونه پیمانکار پروژه های حفاظتی در بستر فیبرنوری شویم” برای اولین بار در ایران با شرکت ۲۰ تن از همکاران و دوستان در یک دوره دو روزه در تاریخ ۲۱ و ۲۲ مرداد ماه ۹۵ بسیار عالی و پر بار برگزار شد.
    هدف سپیتام از ابتدا بالاتر بردن سطح دانش همکاران و دوستانی بود که در این صنعت مشغول به کار هستند و خدا رو شکر به هدفی که میخواستیم رسیدیم.
    در این دوره، شرکت کنندگان آن برای ارتقا مهارت هایشان در زمینه فیبرنوری احساس نیاز می کردند، با توجه به اینکه کلاس هم بصورت تئوری و هم عملی طراحی شده بود توانست برای مخاطبین خود تا حد زیادی موثر و کاربردی باشد.
    شناخت ماهیت فیبرنوری، انواع کابل فیبر نوری، تجهیزات پسیو مربوط به آن، آشنایی با دستگاه فیوژن و کار کردن با آن، آشنایی با دستگاه OTDR، آشنایی با انواع کابل کشی، آشنایی با انواع اسپلایسینگ و طراحی پروژه و بدست آوردن LOM چندین پروژه نظارتی در بستر فیبرنوری بصورت Case Study از جمله سر فصل هایی بود که توسط اساتید با تجربه در این کلاس ها تدریس شد.
    محیطی دوستانه برای تبادل اطلاعات و پرسش سوالات و کار کردن با دستگاه ها و به چالش کشیدن شرکت کنندگان باعث شد که مطالب کاملا تفهیم شود. به طوری که تعدادی از شرکت کنندگان درخواست دوره پیشرفته را از ما داشتند.
    خوشبختانه پس از نظرسنجی از شرکت کنندگان متوجه شدیم توانسته ایم به هدف هایی که درنظر داشتیم دست یابیم.
    این دوره ها ادامه دار بوده و به لطف و یاری خدا در مهر ماه نیز یک دوره دیگر برگزار خواهد شد. از کسانی که میخواهند سطح دانش و تجربه خود را در خصوص فیبر نوری بالاتر ببرند میتوانند در این دوره ها شرکت کنند. مطمنا نتیجه ای که بدست میاورید به شما کمک میکند که با دید باز تر و حرفه ای تر پروژه های نظارتی و امنیتی را در بستر فیبر نوری انجام دهید.

    کسب و کار کوچک هم باید بزرگ فکر کند!

    اگر می‌خواهید این رویکرد را برای بنگاه خودتان دنبال کنید، به توصیه‌های زیر عمل کنید:
    ۱) با افرادی که لایق استخدام شدن هستند، در تماس باشید (حتی اگر شرایط آن را ندارید که هم‌اکنون استخدامشان کنید)
    گاهی اوقات با افرادی فوق‌العاده استثنایی مواجه می‌شوید که تصور می‌کنید اگر این فرد کنترل امور را در دست بگیرد، شرکت در مسیرهای جدیدی رشد می‌کند. وقتی می‌خواهید مهارت‌های یک فرد را در برابر توسعه شرکتتان ترسیم کنید، باید فردی را در نظر بگیرید که ارزش این کار را داشته باشد.

    از کنار این افراد به سادگی نگذرید، حتی اگر استخدام بلافاصله آنها ممکن نباشد. یکی از اولویت‌های من در تماس بودن با اینگونه افرادی است که ممکن است همان لحظه نیازی به استخدام کردنشان نداشته باشم، اما در تماس بودن با آنها چه از طریق گروه‌های مهارتی ویژه، چه کلاس‌های آموزشی یا حتی رسانه‌های اجتماعی، باعث می‌شود روابطی را شروع کنید که بعدها از آن به نفع خود استفاده کنید.
    ۲) در برابر تحول مقاومت نکنید
    شرکت‌هایی مانند گروپن در بدو کار یا IBM در هنگام بلوغ‌کاری، این کار را انجام داده‌اند و بنابراین کسب‌وکارهای کوچک در هر مرحله از رشد باید این اصل را مورد توجه قرار دهند. وقتی شرکتم را تاسیس کردم، می‌دانستم که ما نمی‌توانیم بلافاصله وارد حوزه بازاریابی تجربی شویم. در نتیجه تصمیم گرفتیم با استخدام نیروهای جدید کارمان را شروع کنیم، سپس رقابتی شویم و بعد به یک آژانس بازاریابی تجربی تغییر کنیم.

    تغییر تمرکز، استراتژی اصلی شرکت ما بود و صرف نظر از اینکه کسب‌وکارمان چقدر بزرگ یا کوچک است، معمولا این حس وجود دارد که بیشتر در وضعیت راه‌اندازی کسب‌وکار جدید هستیم تا توسعه کسب‌وکار فعلی. می‌دانم این موضوع می‌تواند کارآفرینانی را که فکر می‌کنند رویکرد تمرکز بر یک استراتژی واحد مسیر موفقیت است بترساند، اما گاهی اوقات اضافه کردن یک مسیر جدید، رمز پیروزی است.
    ۳) با بازسازی ایده‌ها تداوم‌پذیری خلاقانه ایجاد کنید
    ابتدا باید بگوییم ایده‌های خوب،‌ ایده‌هایی نیستند که در طول زمان به طور معجزه‌آوری بزرگ و کارآمد شوند، بلکه وقتی بزرگ می‌شوند که در زمان درستی اجرا شوند. یعنی ایده‌ای که ممکن است در حال حاضر با شرکت شما تناسب نداشته باشد، ممکن است در آینده کاربردی تمام و کمال داشته باشد. بنابراین هر چند وقت یک بار، ایده‌های خود را آرشیو و بازبینی کنید.

    ۴) نبض صنعت را به دست بگیرید
    سعی کنید هر روز از اطلاعات مختص صنعت حوزه فعالیت‌تان استفاده کنید. هیچ بهانه‌ای برای اینکه ندانید اطراف شما چه می‌گذرد وجود ندارد.

    من هم یک آدم خوش شانسم.
    مدت ۷ سال بود که در یک شرکت قطعه ساز خودرویی به عنوان مدیر مهندسی کار میکردم. کارم رو دوست داشتم و از نظر بقیه خیلی هم موفق بودم. تا اینکه شرکتی که توش کار میکردم به خاطر رکودی که در صنعت خودروسازی بوجود اومد فیلد کاریش رو تغییر داد و به تولید قطعات پلاستیکی مشغول شد. اکثر مدیرای شرکت وارد فیلد جدید شدند اما من چون مهندس الکترونیک بودم دوست نداشتم در حوزه ای خارج از تخصص خودم کار کنم و عملا بیکار شدم.
    این از نظر خیلی ها اون موقع بد شانسی بزرگی بود که من کاری با اون حقوق و مزایا رو از دست دادم. از طرفی چون توی فضای باز مدیریتی کار کرده بودم ابدا دوست نداشتم که بخوام مجدد مصاحبه بدم و جای دیگه به عنوان کارمند کار کنم. برای همین تصمیم گرفتم بیزینس خودم رو راه بندازم. اما چجوری؟ بدون سرمایه و بدون تجربه؟
    یک سال بیکار بودم و فقط سرچ کردم و سرچ کردم. یک اتاق از مدیر عامل شرکتی که قبلا توش کار میکردم اجاره کردم تا استارت کارم رو زده باشم اما چون هنوز نمیدوستم توی چه صنعتی وارد بشم به هیچ نتیجه ای نمیرسیدم. تنها باوری که داشتم این بود که من موفق میشم و یه جایی یک شانسی به من رو خواهد کرد. با همین ذهنیت به دوره های بازاریابی و فروش رفتم تا مهارتهام رو بهبود بدم. توی چند تا کار هم وارد شدم اما شکست میخوردم یا خیلی خوب توش جلو نمیتونستم برم. تا اینکه….
    تا اینکه یک روز که توی فیس بوک داشتم میگشتم یکی از همکلاسی های قدیم رو به طور اتفاقی پیدا کردم و فهمیدم اونم برای خودش داره یک کار تخصصی انجام میده اما توی فروش خیلی موفق عمل نکرده. خیلی خوشحال شدم و ازش خواستم تا باهاش همکاری کنم. اونم در به در دنبال کسی میگشت تا بهش در فروش کمک کنه. من به عنوان کسی که هم فنی بود و هم فروش تونستم خوب بهش کمک کنم و محصولات تخصصی الکترونیکی رو خیلی سریع به فروش برسونم. الان ۵ ساله از اون موقع میگذره. شرکتی که من راه انداختم الان ۵ تا پرسنل داره و ترنول مالیش به ۸۰۰ م در سال رسیده. با اینکه به خاطر رکود خیلی ها کارشون به مشکل خورد اما من روی پام ایستادم و همچنان با قدرت ادامه دادم. بر خلاف اون زمان که مجبور بودم از ۷ تا ۸ شب درگیر باشم و استرس زیادی رو تحمل کنم الان از ۸ تا ۵ بیشتر کار نمیکنم و به خودم استراحت میدم. درامدم چندین برابر کسانی شد که همچنان کارمند باقی موندند و حاضر به ریسک و تحمل دردسر نشدند.
    رمضانی

  10. m m گفته:

    سلامی پُر از انرژی خدمت استاد بزرگوار و تمامی دوستان عزیز
    قبل از دیدن این ویدئو خیلی وقت ها و خیلی موقعیت ها تصورم این بود که بدشانس ترین که نـــه اما یکی از بــدشانس های روزگار خودم بودم امــــا بعد از این نگاهم نسبتا تغییر کرد و فهمیدم که خیلی از اتفاقاتی که برایم اتفاق می افتاد و من بدشانسی خودم تلقی می کردم نــه تنها بدشانسی نبود بلکه میشه خــــوش شـــانـسـی هم اسمش رو گذاشت ، اتفاقات بد میشد، بدتر هم بشه ، ولی از روی خوش شانسی من درصد دُزش کم شده یا به اصطلاح رقیق شده به سراغم اومده .
    اون قسمت از ویدئو که استاد نقل قولی از انیشتین کردند که : خدا تاس برای تعیین شانس مردم بالا نمی اندازه خیلی بهم دل گرمی داد و این انگیزه را درونم شعله ور کرد که خودم باید به دنبال خوش شانسی سهم معین شده ی من از هستی است بروم و سعی خودم رو انجام بدهم .
    یکی از خوش شانسی هام دیدن همین کلیپ تو دوره ای از زمانی که شکست های پشت سرهم سراغم اومده بود و از بدشانسی خوم کاملا عصبانی بودم ، با دیدن این کلیپ و مرور دوباره یا حتی چند باره ی اتفاقات افتاده برام ، پی بردم که نه تنها بد شانس نیستم بلکه خوش شانسی هام از بد شانسی هایی که سهل انگاری خودم بود خیلی بیشتره.
    الهی شانس همتون توپه توپ باشه
    یه دنیا تشکر از استاد و همکاراشون
    دنیا همیشه به کام

  11. اعظم مجیدی گفته:

    سلام و درود مهر خدمت استادماهان تیموری و اعضای محترم سایت:
    همینطور که استاد در کلیپ اشاره کردن شانس در زندگی انسان ها به معنایی که عامه مردم تصور دارند وجود ندارد.شانس در اصل همون باورها واعتقادات ماست.اگر باور داشته باشیم که انسان خوش شانسی هستیم صد در صد فقط در زندگی ما اتفاقاتی رخ میده که خوب و خوشایند و مثبت هست ،که از دید یگران خوش شانسی معنی میده
    واگر معکوس این باور رو داشته باشیم و فکر کنیم که انسان خوش شانسی نیستیم قطعا اتفاق های که برای ما رخ میده اتفاق های ناخوشایند و نامطلوبی خواهد بود که دیگران به بد شانسی ازاون نام میبرن.
    ولی این قانون جهان هستی هست که به هر انچه که باور داشته باشی و فکرکنی و ذهنت رو به ان متمرکز کنی اون رو درزندگی خودخواهی دید و اتفاق میافتد. و هیچ یک از انسان ها از این قانون مستثنی نیستن.من هم یکی از افرادی هستم که بارها و بارها این قانون در زندگیم اعمال شده.
    من همیشه بر این باور بودم که عدد ۲ برای من خوش شانسی میاره .در یک زمانی باتعدادی از دوستانم تصمیم گرفته بودیم که صندوقی به صورت قرعه کشی راه بندازیم و هر ماه مبلغ صندوق متعلق یک شخص باشه.شروع کردیم به قرعه کشی که مشخص بشه مبلغ هر ماه برای چه شخصی خواهد بود. (من در اون موقع برای دو ماه بعد باید پولی برای انجام کاری هزینه میکردم.و من مطمءن بودم و باور داشتم که اسم من دومین نفر از قرعه خارج میشه)همین طور که داشتیم که نام اعضا رو از قرعه خارج میکردیم دقیقا اسم من دومین نفر از قرعه خارج شد و مبلغی رو که برای انجام کار مورد نظرم در ۲ ماه بعد لازم داشتم رو تونستنم به دست بیارم.واین اتفاق در اون زمان برای من عنوان خوش شانسی محسوب میشد. ولی حالا میدونم که اون اتفاق شانش نبوده بلکه باور من برای خوش شانسی اوردن عدد۲بوده.

  12. سلام
    اکثر افراد علاقه دارن که کنار خانواده خودشون وضعیت اقتصادی رضایتبخشیو تجربه کنن اما نکته مهم اینه که گاهی درآمد افراد با مخارج زندگی برابری نمی کنه.
    معمولا در این شرایط زودتر از مواقع دیگه دچار دلزدگی و افسردگی می شیم.
    به نوعی که انگار فشار روان افراد با جیبشون تنظیم شده.
    در این مواقع بهتره کمتر اخبار گوش بدیم و از افرادی که غرق در این مسائل شدن و مدام راجع به فشار اقتصادی حرف می زنن یا در مورد مساعل و مشکلات زندگی منفی بافی میکنن ، کناره گیری کنیم.
    تاثیرش چیه و چه ربطی به شانس داره ؟ الان میگم
    من خودمو آدم خوش شاسی می دونم.
    چرا؟
    چون پستی و بلندی و مساعل و مشکلات و سختیای خیلی زیادی در زندگی داشتم و هرروز به تجربه هام داره اضافه میشه
    بی پولی ،دوری از خانواده ،رویا ها و اهدافی که هنوز به واقعیت تبدیل نشده تلاش کنم ،واقعیت هایی که درواقع واقعیت ندارن و مانع رشد ما میشن و … همه به نوعی در زندگی همه ما تاثیر داشته و داره
    من آدم خوش شانسیم که دارم میفهمم که نعمت هایی به من عطا شده که قبلا هیچ توجهی به اونها نمی کردم
    خوش شانسم چون خودمو دوس دارم.
    خوش شانسم که می تونم باورهای غلط ذهنمو تغییر بدم.
    انگیزه ،هدف و اشتیاق سوزان برای موفقیت دارم.
    میل به رشد و تغییر دارم و همیشه دنبال یادگیریم.
    نعمت سلامتی دارم
    خانواده خوبی دارم
    خوش شانسم که محتاج دیگران نیستم
    درک کردم که میشه از سختی ها و مشکلات برای رشد کردن و رسیدن به موفقیت استفاده کرد.
    من آدم خوش شانسیم چون هرروز اله شانس داره بهم سر میزنه
    خوش شانسم که فرصتی بهم داده شده که کنار انسانهایی باشم که بزرگ فکر میکنن و اهداف بزرگی دارن و همیشه با اشتیاق و علاقه به اطرافیان خودشون کمک می کنن.
    خوش شانسم که دارم رشد می کنم و موانع و مشکلات نمیتونن مانع رسیدن به خاسته هام بشن.
    خوش شانسم که دوست دارم انسان مفید و تاثیر گذاری باشم.
    من آدم خوش شانسی بودم ، هستم و همیشه خوش شانس باقی خواهم ماند. همیشه

  13. آزاده صادقی گفته:

    درود بر شما
    نمی دونم اسمشو واقعاً چی بزارم ، شانس یا معجزه ؛ نمی دونم من خیلی خوش شانسم یا اینکه هر جا که من برم معجزه اتفاق میفته. واقعیت اینه که من در جایی زندگی میکنم که از فامیل نزدیک گرفته تا همسایه ها و هم محلی ها ، از نظر من آدمای عجیب غریبی اند یا بهتر بگم در حد استانداردهای ایران هم نیستند ، همیشه یه کارایی میکنند که شاید فقط خودشون ازش سردر بیارند ، نمی دونم چرا، ولی هر وقت بهم نارو زدند ، در نهایت همه چی به نفع من تموم شد. چند سال پیش مربی کونگ فو بودم و هم کلاسمو داشتم و هم نائب رئیس هیئت یکی از شهرستان های اصفهان بودم ، به غیر از آن دانشجوی ریاضی هم بودم ، ولی چه جوری بگم ، میگن عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد ، یه بلایی به سرم آوردند که در نهایت به این نتیجه رسیم که این راهی که انتخاب کردم برای زندگی جواب نمیده ، مجبور شدم همه چی رو بزارم کنار و از صفر شروع کنم ، همین موضوع باعث شد که تصمیم بگیرم که حتی رشته تحصیلی ام رو عوض کنم و در پی آن تغییرات زیادی تو زندگی ام صورت گرفت که کمترین آن اینه که من الان مهندسی معماری خوندم و هم راهی برای رسیدن به آرزوهام پیدا کردم و هم دارم حرفه خودم رو آموزش میبینم و دقیقاً همون چیزی شد که می خواستم و تو این راه هر وقت که یه کاری که می خواستم نمی شد ، پشت آن کلی اتفاق خوب ،کتابای خوب و آدمای خوب و کلی چیزای خوب دیگه بود که من باید می دیدم و به اصلاح، همیشه متعجب می شدم ؛ قبلاً خیلی رمان می خوندم ولی آنقدر داستان زندگی خودم عجیب و غریبه و جذاب شده که دیگه زندگی خیالی آدما برام هیچ جذابیتی نداره و کتاب داستان نمی خونم ، چون داستان زندگی خودم همه آن دروغایی که می نویسند رو ، البته نه دروغشو بلکه راست و واقعیشو داره .

  14. به نظر منم الهه شانس الکیه،مهم فقط پشتکار است
    ولی بعضی از افراد شرایط روزگار رو هم پای بد شانسی و خوش شانسی خودشون میذارند
    شرمنده وقتتون رو گرفتم
    امیدوارم این همای رحمت الهه شانس ی دستی روی سر ما بکشه تا بتونم یه خورده زندگی خودمو سر و سامان بدهم
    بازم راضیم به رضای خدا
    شرمنده سرتون رو درد آوردم
    یا حق
    از طرف یک معلول جسمی-حرکتی

  15. بهنام شریفی گفته:

    با سلام خدمت همه ی دوستان و استاد تیموری عزیز
    به باور من خوش شانسی برای همه وجود داره و همه ی ما الهه ی خوش شانسی رو همیشه همراه مون داریم اما از خوش شانسیمون استفاده نمیکنیم و نقطه مقابل خوش شانسی یعنی بد شانسی وارد زندگیمون میشه
    من خودم رو خیلی خوش شانس میدونم و دوستانم از دورامن مدرسه این برچسب رو به من زدند و من هم این رو باور کردم….من هم از الهه ی خوش شانسیم استفاده کردم و هم پسش زدم موقعی که تازه کنکور دادم بعد کنکور بیکار بودم و دنبال یه کاری میگشتم که توسط یکی از دوستانم یه کاری به من پیشنهاد شد که من هم بودن برانداز کردن و بررسی کردن اون پیشنهاد ردش کردم و پس از ۸ماه تازه متوجه شدم که اون پیشنهادی که من اون موقع در مورد برنامه نویسی رد کردم چه ایده ی ناب و جالبی بود…..اما یکی از خوش شانسی های من هم همین یکی دو روزه اتفاق افتاد و اون این بود که من مبلغی رو بدهکار بودم که واسه این مبلغ چک کشیده بودم و باید تا ۷شهریور پاسش میکردم ولی هر کاری کردم نشد تا اینکه دیروز بصورت کاملا اتفاقی یکی از اقواممون رو دیدم که از مشکل من خبر دار بود و ایشون قبول کردند که این مبلغ رو به من بدن تا مشکل من حل بشه و ناگفته نمونه که من همین دوشنبه به بانک رفتم تا از کارتم پول برداشت کنم ولی خدا شاهده برق نصف شهر قطع شد و کارت من توی دستگاه جا موند وتا دوساعت هم منتظر موندم مشکل برق برطرف نشد و دوشنبه بیخیالش شدم و دیروز که کارتم رو گرفتم و از بانک بر میگشتم این الهه ی خوش شانسی رو دیدم و خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که باز هم اجازه نداد که من شرمنده بشم…..
    همیشه خوش شانس باشید……..

  16. یک روز رو با لبخند آغاز میکنی ، دریغ از اینکه جلوی چشمات مشکلات فراوان دارن رژه میرن. مشکلات رو در تصور خودت حل کردی و فقط منتظر رخ دادنش هستی. بعد از اینکه حل شد میگی خدایا به قدرتی که بهم دادی تا با اون قدرت مشکلات رو حل کنم شکرت . برای من امروز یعنی بتاریخ ۱۳۹۵/۶/۳ مشکلاتی پیش آمد و دقیقا با همین روش حلش کردم . دوستان شما خودتان شانس بزرگ زندگی هستید و قدرت این شانس دقیقا برمیگرده به قدرت ایمان شما نسبت به این قدرت های بزرگی که خداوند عطا کرده.

    و در آخر ****من خود قدرت هستم**** خدایا شکر

  17. شانس همان شناخت و استفاده از فرصت های کوچک و بزرگ در گذر از هر لحظه از زندگی است. شانس فقط یکبار در نمی زند بلکه در هر لحظه ما را صدا میزند فقط کافیست کمی دقت و هوش و ابتکار به خرج دهیم تا با یک تصمیم درست از اتفاق بدی(بدشانسی) پیشگیری کرده یا موقعیت خوبی(خوش شانسی) را رقم بزنیم. موقعیتی از زندگی شخصی خودم: بنده به دلیل مساله ای خاص خانوادگی مجبور به استفاده از مرخصی بدون حقوق برای مدت دوسال شدم(از نظر برخی بدشانسی اوردم) ولی از نظر خودم این فرصت خوبی بود که به سایر زمینه های موردعلاقه ام بپردازم و با زمان و فکر ازادی که نصیبم شده بود به مسایلی که قبلا وقتی برای انها وقتی نداشتم بپردازم و الان در حال دستیابی به کارمورد علاقه بادرامدی بیشتر هستم و حتی به رها کردن شغل استخدامی ام می اندیشم.

  18. مقصوديان گفته:

    سلام به همه شما خوبان و خواستاران موفقیت و سعادتمندی

    وقتی دنیای با این عظمت وغیر قابل توصیف با نظمی چنین خارق العاده توسط ماهرترین ، والاترین ،دقیقترین و… صنعتگر یکتا و بی بدیل بگونه ای خلق شده که کوچکترن جابجایی خورشید با سیاره زمین می تواند باعث ذوب شدن یا یخ زدن همه موجوداتش شود و وقتی موجود کوچکی همچون عنکبوت با چنان حوصله و ظرافتی تارو پودش را درهم می تند که یک دانشمند به سال ها تجربه ، تفکر و آزمایش نیاز دارد تا شاید تا اندازه ای بنحوه مهندسی آن پی ببرد و وقتی که یک طفل از موقعی که یک تک یاخته است تا هنگام به دنیا آمدن چرخه رشد حیرت انگیزی را طی میکند که اگر زمان تولدش قدری جابجا شود تکاملش با مشکل مواجه خواهد شد وقتی زندگی و یا عاقبت انسانهای پاک سرشت ،صبور ،موفق و…یا بد طینت و ظالم به خود و دیگران را مرور و مطالعه میکنی ….وقتی هزاران هزار پدیده شناخته شده و ناشناخته دیگر را می بینی به تمام ایدولوژی و نگرشت شک کن اگر فکر میکنی هنوز جایی برای شانس است !!!

    اگر در این دنیای بدین هدفمندی حتی تاسی به تصادف! بروی زمین بیاید بهتر است همه چیز را بر مبنای آن شانس بگذاریم! اگر میدانستی درفیزیک پرتاب و گشتاور چرخش دستانت برای افتادن تاس پرده ها از علم قراردارد که باعث میشود هنگامی که اراده و باور تو کاملا در راستای یکدیگرند همه عوامل بگونه ای جهت دار تنظیم شوند که برآیند آن عددی شود که تو میخواهی بله اگر میدانستی دیگر حرفی از شانس نمی زدی .

    دوست من اگر من و تو در زندگی احساس میکنیم( بله میگم احساس جون احساس من و شما واقعیت موضوع نیست )هدفی نداریم! یا شانس با ما نیست!ولی بدان که زندگی ما بر مبنای هدفمندی عظیمی که درآن شناور است و لحظه لحظه اش را بدون کوچکترین و جزیی ترین خطا در بر گرفته داره با ما کار خودش رو بدرستی و دقیق انجام میده لحظه ای حتی بخودت اجازه نده که فکر کنی جایی شانس نیاوردی یا نداری.

    صبح که از خواب بیدار میشی اول به عرش آفریننده یکتا و مهربانت سلام کن بعد به همه طبیعت و انسانهایی که اطرافت هستند سلام کن بین چطور تو را تا وقتی بیداری یا هنگامی که به منزل برمیگردی ایمن و سلامت نگه میدارن ،به دنیا بخند و هنگام رو به رو شدن با دیگران لبخند بر لب داشته باش ببین چور همه چیز دست به دست هم میده تا آن چیزی رو که اسمش گذاشتیم “حوادث” با رضایت و لبخند جوابت رو بده.

    فرق نمیکنه چطور طلب میکنی فقط حواست باشه که قواعد دنیا عوض نمیشه اگر برخلاف مسیر رودخانه به سمت هدفت شنا میکنی اسمش را بدشانسی نذار این ناآگاهی!

    یادم است یک بار به یک دکتر خوب که خیلی دلش میخواست به مکه مشرف بشه گفتم چرا صبح که از خونه بیرون میای به کعبه سلام نمی کنی بهش سلام کن اگر چه لازم نیست ولی آسمان و فرشتگان و…شاهد و گواه سلام کردنت بگیر و در دل بگو که منتظری آنطور که میخوای جواب سلامت رو بگیری ،خداوند عالم شاهد است که من بارها و بارها به هر آنچه میخواستم به همین شکل رسیدم باید بخواهی و خالصانه طلب کنی ،اگر لازم دیدی حرکت ، عمل و آگاهی لازم است بی درنگ آنرا انجام بده وهوشیار باش نسبت به انعکاس فکر و عمل یا خواسته ات وببین که دنیا بدرستی و در نهایت دقت و وسواس جوابت را خواهد داد فرق نمیکنه خواسته تو یک بازی یا مسابقه است یا سلامتی برای خودت یا دیگرا ن یا خوب شدن بیماری است آشنا یا داشتن منزل و شغل مناسب و خاصی است یا ثروت و تمکن مالی و…. و یا همه آنها . جهان هستی به اندازه خواسته و عمل تو بزرگ است و قواعد رسیدن به آنرا در خودش دارد پس ببین به چه اندازه طلب میکنی .

    فراموش نکن که اگر چه این دنیا مال همه آدم ها و مخلوقاتش است ولی اگر تو نبودی هیچکدام از این ها هم نبود پس اطمینان داشته باش که این دنیا وزندگی با همه قواعد و نظم و عظمتش برای تو خلق شده و برای لحظه لحظه وجود تو با همه افکارو احساس و اعمالت ،قدر و اندازه و منزلتی داره و اگر هنوز دوست داری بگی الهه شانس بدون که الهه شانس خود تو خواست تو و اراده و باور توست.
    با احترام به همه شما نیک اندیشان
    مقصودیان

  19. بشیری گفته:

    با سلام به شما
    الهه شانس بارها به من رو اورده و در برخی مواقع بخوبی از اون فرصتها استفاده کردم و جاهایی هم بوده که از اون فرصت استفاده نکردم و موقعیت از دست رفته.
    من چند سال پیش که سمینار و کارگاه زیاد می رفتم و در شرکتی مشغول بکار بودم از شرایط موجود رضایت نداشتم و در نتیجه تصمیم گرفتم که از اون شرکت بیرون بیام و روی باروهام کار کردم با افراد مختلفی که اغلب موفق و ثروتمند بودند مشورت میکردم و کتابهایی رو در زمینه موفقیت و ثروت مطالعه میکردم تا اینکه در بازه ۳ ماهه ای که از اون شغل بیرون اومده بودم بیش از ۲۳ مورد پیشنهاد کاری داشتم و برخی از اونها کارمندی بودند و برخی هم کسب و کار و پروژه ای بود و جالب بود من از خیلی از این فرصتها براحتی می گذشتم و قبول نمی کردم که شاید به نوعی الهه شانس بوند ولی در نهایت بالاخره تصمیم گرفتم یکی از این پروژه ها رو بپذیرم و خوشبختانه در اون پروژه شروع به کار کردم و چون اون زمان اتفاقات مثبت کوچک رو هم یادداشت می کردم و برای اونها سپاسگذار بودم در نهایت ایده هایی به ذهنم اومد که با اجرای یک ایده ساده در نهایت درامد من همون ماه اول ۳ برابر شد و ماه بعد هم ۳ برابر دیگه افزایش یافت و به ۶ برابر رسید و این دقیقا همون الهه شانسی بود که میتونستم از اون موقعیت استفاده نکنم و هیچ اتفاق مثبتی هم رخ نمی داد و حتی اگر اون ایده ساده رو هم اجرا نمی کردم بازم اتفاقی نمی افتاد و در حقیقت من از این مورد بخوبی استفاده کردم و خدارو شکر که اتفاقات خوبی رو تجربه کردم.
    امیدوارم بازم بتونم بخوبی از این فرصتهای طلایی استفاده کنم
    موفق باشید

  20. ghazale گفته:

    با سلام. عالی بود فقط قابل ذکر هست که اصل جمله انیشتین این هست که خدا برای هدایت جهان هستی تاس نمیندازه و در واقع منظورش این بوده که فیزیک کوانتوم رو صد در صد قبول نداره…

  21. یوسف شرقی گفته:

    با سلام خدمت جناب ماهان تیموری و اعضای محترم سایت ایشون کلیپی که ایشون در مورد الهه شانس گداشتن شاید بتوان گفت که یکی از تاثیر گذارترین کلیپ میباشد که تا حالا گذاشتن و از ایشون خیلی ممنونم به خاطر این کلیپ پرارزش
    الهه شانس چیزی نیسن جز قانون جذب که در زندگی همه رخ میدهد و من واقعا این رو قبئل دارم که الهه شانس برای همه هست چون قانون جذب هست
    ببینید دوستان گرامی بر اساس قانون جذب به هرچیزی فکر کنید همان چیز در زندگی شما رخ میدهد و این کی از قوانین لایتغیر جهان هستی می باشد پس اگر ما هرروز به خود بگوییم که ما خوش شانس ترین فرد روی زمین هستیم همان واسه ما رخ میدهد
    اما در مورد خودم:
    زمانهای زیادی بوده که فرصت های زیادی برام رخ داده که میتونستم از ان به نفع خودم استفاده کنم اما متاسفانه به قول جناب تیموری موانع و ترس های زیادی که در مغز خودم داشته ام مانع از ان شده است که بتونم از ان استفاده کنم ماشین پرایدی دارم که همین یک ماه گدشته یکی از دوستان به من پیشنهاد خرید اون رو با قیمت مناسبی داد که میتونستم با پول اون و مقدار پول دیگری که به دستم میرسید میتونستم ماشین پژو ۲۰۶ یا بهتری رو خریداری کنم که متاسفانه نتونستم از اون موقعیت استفاده کنم و این الهه شانس در زندگیم از دستم رفت اما با دیدن این کلیپ استاد از فردا سعی میکنم به موقعیت های زندگی با دید باز تری نگاه کنم اما اتفاق خوبی که در زندگی من افتاده خرید خانه هرچند کوچک اما مناسبی است که با استفاده از موقعیتی که واسم پیش اومد تونستم اون رو در شهر خود م یعنی سقز یکی اط شهرستانهای استان کردستان اون رو خریداری نمایم واون به این شکل اتفاق افتاد که یکی از اشناهای مان که از وضع مستاجری ما اگاهی داشت به ما پیشنهاد داد که یکی واحد اپارتمان هر چند کوچک رو در یکی از مجتمع های قدیمی شهر خودمان خریداری کنم و من که تا حالا خرید این اپارتمان را در ذهن نداشتم تونستم از این موقعیت استفاده کره و با استفاده از مقدار پس اندازی که هر چند اندک بود و مقداری قرض از اشنایان و دوستان این واحد اپارتمان رو خریداری نمایم البته من قبلا با سایت های موفقیت اساتید دیگری نیز که در مورد قانون جذب و موفقیت سخن میگفتن اشنایی داشتم اما با استفاده از این موقعیت و به قول اقای تیموری الهه شانس تونستم به این مهم دست پیدا کنم
    امیدوارم به الهه شانس دیگری که جدیدا در ذهن خود مرتب و هرروز ان را مرور میکنم دست پیدا کنم و اون خرید پکیج اموزشی کسب ثروت وارامش اقای تیموری است
    انشالله
    امیدوارم همیشه سرزنده و سرحال باشید دم همتون گرم

  22. محمد صادق احمدی گفته:

    سلام وخداقوت…کلیپ فوق العادهای بودو حاوی مطالب بسیار بسیار فراگیر…! من تو زندگیم از سن کودکی تا الان هم که ۲۶ سالمه.. اتفاقات و مشکلات که دوس ندارم هیچ وقت بگم مشکلات بلکه مسائل کوچک و بزرگی همیشه در سد راهم قرار داشته و داره از مسائل خانوادگی گرفته تا …عاطفی…مسائل مالی..تجربه های بسیار تلخ و…اما در درجه اول این توکل به خدا ونهایتا( این قدرت اراده و اعتماد به نفسم) هست که منو طوری نگه داشه و نگه میداره که خدارو شکر تا حالا هیچ وقت تو زندگیم احساس سرخوردگی . نا امیدی نکردم… به نظر من چیزی به اسم شانس وجود نداره متاسفانه این آدما خودشون هستش که این دیدگاه رو برای خودشون تعریف می کنن و حتی برای خیلی هاشون به یک مسئله همیشگی و گریبانگیر تبدیل شده….به نظر من اگه هرکی واقعا اعتماد به نفسشو بالا ببره …خودشو رو باور کنه و در راه رسیدن به هر چیزی که تو زندگیش میخاد تحت هر شرایطی دست از تلاش و پشتکار برنداره ودر راه رسیدن به آرزوهاش و تمام چیزهایی که میخاد واقعا و با ایمان راسخ و باور قلبی جلو بره خدام تو مسیر همیشه کمکش میکنه…همونطور که خدا خودشم گفته از تو (بندگان) حرکت و از من برکت…
    *ضمنا پیشنهاد میکنم به همه دوستان که همیشه تشنه موفقیت باشن…
    پیشنهادی که دارم به شما استاد ماهان بزرگوار… اینه که اگه امکان داره سری کلیپ های تصویری راز رو به طور کامل تا آخرین نسخه برای همه ی اعضای کلوپ و کاربران ویژه قرار بدید یا اینکه در سبد محصولاتی خودتون حتما اضافه کنید…مطمئنم و یقین دارم اگر کلیه دوستان و کاربران … زندگیشون رو طبق خیلی از پند هایی که توسط افراد مشهور جهان تو سری کلیپ های راز گفته میشه سرلوحه زندگیشون قرار بدن بدون هیچ شکی در مدت کوتاهی به موفقیت ها و احساس خوشبختی بسیار زیاد و روز افزون در هر زمینه ای تو زندگی هاشون خواهن رسید… چیزی که همین الانم به عینیت تو زندگی من رخ داده…
    شاید براتون قابل باور نباشه استاد اما قبل از اینکه با شما آشنا بشم …که داستانشم خیلی جالبه من برای کار رفته بودم اصفهان .. بر حسب اتفاق دیدم که تو تالار استاد فرشچیان اصفهان سمینار رایگان دارین…و به سمینار اومدم و لی افسوس که بخاطر مشکلات مالی بسیار زیادی که تو اون بازه زمانی برام پیش اومده بود و همچنین حضور تقریبا همیشگی اون موقع در محل کارم…نتونستم بیام سر کلاس هاتون…بهر حال امیدوارم شما بتونین هر چه زودتر به شهرستان ما هم (سنندج) بیاین تا بتونم تو کلاس هاتون شرکت کنم…
    درپایان میخام با این سوال که در مجموعه راز ۱ قبل از شروع شدن میاد و خواهشم اینه که کاربران جواب بدن و نظر هاشون حتما بدن..! و همچنین بابت متن طولانی که نوشتم و بابت اینکه اعضای تیم پشتیبان و استاد بزرگ و بزرگوار ما استاد ماهان تیموری وقت میذارن و نظرات رو میخونن تشکر و قدردانی کنم…
    سوال اینه:آیا ما انسانها پدید آورندگان شرایطیم یا خود پدیده ای برآمده از آن..!؟

  23. هرچه در ذهن خود مجسم کنید به آن خواهید رسید…به شرطی که از موقعیت هایی که پیش می آید به سادگی نگذرید

  24. omidkanani گفته:

    چندی پیش ایمیل هام رو چک میکردم با ایمیلی روبرو شدم که با دیدن اون زندگیم،افکار،باورها و دیدم از این رو به اون رو شده و وارد سایتی شدم که ویدئو ها و فایل های آموزشی در اون هست که داره زندگیم رو عوض میکنه و این رو الهه شانس خودم میدونم که با تیم آموزشی استاد ماهان تیموری عزیز آشنا شدم..به امید موفقیتم با این شانس بزرگی که به دست آوردم.

تا کنون 24 دیدگاه در این مقاله ثبت شده است.
ارسال دیدگاه
ARE YOU READY? GET IT NOW!
OR SUBSCRIBE WITH
{subscription-facebook}
{subscription-google}
ثبت نام در اولین دوره جامع هوش مالی ایران
telegram
مهر ۴, ۱۳۹۶
ساعت ۱۱:۰۵ ق.ظ

اصول کاری میلیونرهای خودساخته

مهر ۳, ۱۳۹۶
ساعت ۷:۳۵ ب.ظ

کارهایی که انسان‌های موفق وقت صرف آن نمی‌کنند

ساعت ۴:۰۲ ق.ظ

۲۰ عادت ضروری برای موفقیت در زندگی

مهر ۲, ۱۳۹۶
ساعت ۱۱:۱۵ ق.ظ

نشانه‌های داشتن هوش هیجانی بالا

مهر ۱, ۱۳۹۶
ساعت ۱۰:۰۵ ق.ظ

کار‌های روزانه انسان‌های موفق

ساعت ۲:۲۸ ق.ظ

راهکارهای بهبود عملکرد و افزایش بهره وری

شهریور ۲۹, ۱۳۹۶
ساعت ۱۱:۳۳ ب.ظ

عاداتی که فقیر را از ثروتمند جدا میکند

شهریور ۲۸, ۱۳۹۶
ساعت ۱۲:۱۸ ب.ظ

اشتباه مالی کسب و کارها (اینفوگرافیک)

ساعت ۱۰:۲۸ ق.ظ

حافظه کوتاه مدت چیست؟

ساعت ۹:۳۳ ق.ظ

بازاریابی با سایت راهی به سوی قله ثروت

ساعت ۷:۴۹ ق.ظ

دروغی به نام باور ؟

شهریور ۲۷, ۱۳۹۶
ساعت ۱۱:۱۵ ق.ظ

چگونه زندگیمان را شفا دهیم؟

ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ

تسلط بر پراکندگی ذهن

ساعت ۱۰:۰۴ ق.ظ

حافظه مغز یادگیری بزرگترین ابزار آموزشی ما

شهریور ۲۶, ۱۳۹۶
ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ

مارک کابن زندگینامه

ساعت ۹:۳۱ ق.ظ

طلائی ترین نکات برای خلق موفقیت و رشد فردی

شهریور ۲۵, ۱۳۹۶
ساعت ۹:۰۰ ب.ظ

ویژگی های یک لندینگ پیج مناسب چیست ؟

ساعت ۸:۲۳ ب.ظ

اشتباهات مالی رایج و نحوه اجتناب از آن‌ها

ساعت ۱۲:۲۰ ب.ظ

کسب درآمد از تلگرام

ساعت ۱۱:۲۰ ق.ظ

۳ روش از بهترین تکنیک های مذاکره

شهریور ۲۲, ۱۳۹۶
ساعت ۲:۵۱ ب.ظ

چگونه در کمتر از ۴ ماه درآمد خود را۲تا۹ برابر افزایش دهیم

شهریور ۱۹, ۱۳۹۶
ساعت ۹:۴۶ ق.ظ

پرزنت دیگران دغدغه اصلی بازاریابان

شهریور ۱۵, ۱۳۹۶
ساعت ۱۰:۲۰ ق.ظ

بهترین راه های تبلیغات رایگان

ساعت ۹:۴۶ ق.ظ

حرکات سر در زبان بدن

شهریور ۱۴, ۱۳۹۶
ساعت ۱۰:۳۰ ب.ظ

منظور و هدف از زندگی شما چیست؟